کتاب آموزش و پرورش در عصر اطلاعات و ارتباطات

کتاب آموزش و پرورش در عصر اطلاعات و ارتباطات

149,000 تومان

تعداد صفحات

103

شابک

978-622-378-544-3

فهرست
فصل مفاهيم و كليات آموزش و پرورش 11
مقدمه 12
مفاهيم آموزش و پرورش 14
آموزش 14
مفهوم تربيت اسلامي 16
تدريس و نقش آن در آموزش 16
عوامل موثر بر موفقيت معلم 17
اصول تعليم و تربيت 18
مفهوم اصل 18
اصل فعاليت 19
اصل كمال 19
اصل حرّيت 19
اصل سنديت 20
اصل تفرد 20
اصل اجتماع 21
يادگيري و عوامل مؤثر بر آن 21
هدف 22
انگيزه يادگيري 22
آمادگي 22
آگاهي از ناكافي بودن دانش و مهارتهاي كنوني 23
تمرين صحيح و كافي 23
استفاده از الگوهاي يادگيري متناسب با موضوع يادگيري 23
روش آموزش و تدريس معلم 23
آموخته‌هاي قبلي 24
دارا بودن شرايط، وسايل، منابع و محيط يادگيري 24
توجه به اهميت نسبي انواع يادگيري 24
يادگيري و تدريس 25
فصل 2 مبانی و مفاهیم عصر ارتباطات و فناوری اطلاعات 27
عصر ارتباطات 28
انواع ارتباط 29
تفاوت ارتباطات در عصر گذشته با عصر امروز 29
نقش‌ها و کارکردهاي وسايل ارتباط جمعي 31
اثرات وسايل ارتباط جمعي 32
عصر جديد و امپراتورهاي رسانه اي 33
فصل 3 آموزش و پرورش در عصر اطلاعات و ارتباطات 35
مفهوم فناوري 37
جامعة اطلاعاتي 37
جهاني شدن 37
آموزش و پرورش در عصر اطلاعات و ارتباطات 38
فناوري اطلاعات و ارتباطات و ايجاد تحول در آموزش و پرورش 39
فناوری آموزشی 40
تعریف فناوری آموزشی 41
مزایای فناوری در آموزش 41
اصطلاحات مرتبط با فناوری آموزشی 42
صوت و ویدئو 43
یادگیری اجتماعی و همکاری 44
فناوری آموزشی-تخته سفید تعاملی 44
فناوری آموزشی- کلاس مجازی 45
فناوری آموزشی-کلاس مجازی با تبلت 46
واقعیت افزوده 46
سیستم مدیریت‌یادگیری LMS 47
سیستم مدیریت محتوای‌یادگیری 48
ارزیابی مبتنی بر کامپیوتر 48
سیستم مدیریت آموزش 49
عناصر‌یادگیری 49
عناصر آموزشی 50
استانداردهای عناصر‌یادگیری 50
کاربرد هوش مصنوعی در آموزش 50
دوران ابتدایی و راهنمایی‌یا متوسطه اول 51
آموزش الکترونیکی در آموزش عالی 52
کاربرد آموزش الکترونیک در آموزش حرفه ای و آموزش سازمانی 52
کاربرد آموزش الکترونیکی در دولت و خدمات عمومی 53
بحث ارزیابی در فناوری آموزشی 53
کارکردهای فناوری های آموزشی در یادگیری 54
راهی به سوی آينده 54
ادغام فناوری در کاربردها و سودمندی های فناوری اطلاعات 55
کاربرد فناوری اطلاعات برای ايجاد و تقويت مهارت های سطح بالا 55
فناوری اطلاعات و بازده يادگيری 56
شش اصل يادگيری در جوامع فناورانه (تکنولوژيک( 57
ضرورت آموزش فناوری به‌عنوان بخشی از برنامه های آموزش رسمی 58
سخنرانی وزير آموزش وپرورش در اولين همايش فناوری ارتباطات 58
گسترش طرح فناوری اطلاعات در آموزش و پرورش 60
فصل 4 فناوری اطلاعات و ارتباطات و نقش معلمان 61
نقش معلمان در ICT 64
غنی سازی‌یادگیری 65
نقش ICT چیست؟ 66
آموزش برای فردا 66
فرایند طراحی واحد‌یادگیری با استفاده از ICT 71
بازبینی و ارزیابی واحد‌یادگیری طراحی شده 72
فواید استفاده از ICT در تدریس 73
فصل 5 مزایا چالش‌ها و راهکارها 75
ضرورت گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات در مدارس 78
مزایای استفاده از فناوری در تعلیم و تربیت 82
تأثیر در برنامه‌ریزی درسی 82
تحول در‌یادگیری 84
ایجاد انگیزه 85
ایجاد نشاط 85
ایجاد نظم در کلاس و کلاس‌داری 86
بهبود در روش‌ها و فنون تدریس 87
ایجاد همکاری و افزایش روحیه اجتماعی در دانش‌آموزان 87
شکوفا شدن استعداد دانش‌آموزان 88
ایجاد روحیه پژوهش 88
بازخورد سریع 88
کاهش اضطراب 89
آموزش‌های تربیتی و اخلاقی 89
آموزش احکام اسلامی‌و مسائل اعتقادی 89
کاهش سوء استفاده از فناوری‌های نوظهور 89
وظایف نهادهای مسئول 90
آموزش و پرورش 90
خانواده‌ 90
نهادهای فرهنگی 90
آموزش و پرورش و توسعه فناوری اطلاعات 91
دانش معلمان 92
دانش مربوط به فن معلمی 93
فعالیت‌های آموزشی معلمان، با استفاده از IT 93
دسترسی به منابع فناوری اطلاعات IT 94
دانش معلمان در مورد توانمندی فناوری اطلاعات IT() در آموزش 94
اعتماد معلمان در بکارگیری فناوری اطلاعات 94
کار مشارکتی، شناخت بهتر‌یادگیری شاگردان 95
فن معلمی خارج از کلاس درس 95
اثرات فعالیت‌های آموزشی بر روی پیشرفت دانش آموزان 96
پی نوشت 98
منابع و مآخذ 99

 

 

تعليم از نظر لغوي ياد دادن، ياد گرفتن، انتقال علوم و فنون به فراگير معني مي‌دهد براي آموزش تعريف مختلفي ارائه شده كه اجمالا برخي از آنها شرح مي‌شوند.
سيف درباره آموزش مي‌گويد: آموزش عبارت از فعاليتهايي كه به منظور ايجاد يادگيري در ياد گيرنده از جانب آموزگار طرح ريزي مي‌شود و بين آموزگار و يك يا چند يادگيرنده به صورت كنش متقابل جريان مي‌يابد (سيف 1374) آموزش مفهوم مستقلي است كه با پرورش متفاوت است و در واقع آنرا وسيله پرورش مي‌دانند كه قصد و غرض آن ايجاد يادگيري است ”دوبوا “ آموزش را مرتب و منظم كردن دقيق محيط فراگير به منظور دستيابي به نتايج مورد نظر در وضعيت مشخص تعريف كرده است آلن گالينه اموزش را روند حل مسئله مي‌نامد كه هدف آن تسهيل يادگيري فراگيراست و در نهايت به زبان ساده اموزش به مجموعه كوششهاي از پيش طرح ريزي شده‌اي گفته مي‌شود كه هدف آن ايجاد يادگيري در يادگيرندگان است آموزش انواع مختلفي دارد كه در فصل‌هاي آتي شرح خواهد شد.
ب) پرورش يا تربيت از نظر لغوي به معني نشو و نما، زياد كردن، بركشيدن و مرغوب يا قيمتي ساختن است به سخن ديگر تربيت از حد افراط و تفريط بيرون كشيدن و به حد اعتدال سوق دادن است از نظر مفهومي تربيت يعني برانگيختن استعدادها و قواي گوناگون انسان و پرورش آن كه بايد با كوشش خود نيز توام گردد. ويليام جيمس مي‌نويسد: تربيت عبارت است از تنظيم قواي بشري كه حسن رفتار را در جنبه‌هاي مادي و معنوي زندگي ضمانت مي‌كند در زير تعاريفي از مربيان مختلف با توجه به ديدگاه فكري آنها درباره تعليم و تربيت ارائه خواهد شد.
و منظم همراه با عادات و مهارتها حاصل از ان انتقال مي‌يابد.
2 ـ‌ آماده كردن براي زندگي در اجتماع معين به اين معنا آموزش و پرورش فرآيندي اجتماعي است كه در آن انسان به شايستگي اجتماعي و رشد فردي مي‌رسد اين فرآيند بوسيله نهادي مثل مدرسه يا دانشگاه انجام مي‌شود.
3 ـ‌ ايجاد محيط مساعد براي ارضاي رغبت فرد را تعليم و تربيت گويند.
4 ـ‌ فراهم كردن وضع طبيعي و رها ساختن فرد از آداب و قيود اجتماعي همانگونه كه رسو گفته است.
5 ـ رشد قوه قضاوت صحيح يكي از تعاريفي است كه براي تعليم و تربيت شده و طرفداران بسياري دارد.
6 ـ راهنمايي و هدايت جنبه‌هاي مختلف رشد شخصيت تعليم و تربيتي است كه از نظر اسلام قابل قبول است.
7 ـ‌ تعليم و تربيت عبارت است از دوباره سازي يا دوباره سازمان دادن تجربه، البته به اين منظور كه معناي تجربه گسترش يابد و فرد را براي هدايت و كنترل تجربيات بعدي قادرتر سازد.
8 ـ آموزش و پرورش فعاليتي است مداوم، جامع و براي همه، براي رشد و تعالي انسان، غناي فرهنگ و تكامل جامعه.
تعاريف فوق برخي از تعاريف موجود درباره تعليم و تربيت است كه بدليل اختصار از شرح آنان صرفنظر مي‌شود.
نظام تعليم و تربيت:
ساخت سازماني كلي كه از طريق آن آموزش و پرورش از همه نوع و در تمام سطوح براي مردم فراهم مي‌شود.
كارآموزي :
نيز از مفاهيمي است كه درزبان فارسي گاه به تربيت معني شده است اين دو مفهوم كاملا از يكديگر متمايز هستند هدف كارآموزي بر خلاف پرورش، شكوفا ساختن استعدادهاي همه جانبه افراد يا رشد شخصيت آنان نيست بلكه توانا كردن افراد براي انجام مشاغل به صورت اثربخشي است (سيف 1373) البته با پرورش متفاوت است و نوعي از تعليم و تربيت و بخشي از آموزش در مراكز آموزشي و سازمانهاي حرفه‌اي مي‌باشد.
مفهوم تربيت اسلامي
”واژه تربيت از ريشه ربو و از باب تفعيل است در اين ريشه معناي زيادت و فزوني اخذ گرديده است و در مشتقات مختلف آن مي‌توان اين معني را به نوعي بازيافت مثلا به تپه ربوه گفته مي‌شود زيرا نسبت به سطح زمين برآمده است،‌نفس زدن را ربو مي‌گويند سبب اين كه بر آمدن سينه است ربا نيز از آن رو كه زيادتي بر اصل مال است (به معني شرعي) بدين نام خوانده مي‌شود. بنابر اين واژه تربيت با توجه به ريشه آن به معني فراهم آوردن موجبات فزوني و پرورش است و از اين رو به معني تغذيه طفل به كار مي‌رود اما علاوه بر تربيت به معني تهذيب نيز استعمال شده كه به معني زدودن خصوصيات ناپسند اخلاقي است گويا در اين استعمال نظر بر آن بوده كه تهذيب اخلاقي مايه فزوني مقام و منزلت معنوي است و از اين حيث مي‌توان تهذيب را تربيت دانست در قران مفهوم تربيت از ريشه رب چندان مورد توجه قرار نگرفته است و اگر جستجوگري بخواهد با پيگيري اين واژه و موارد استعمال آن در قران اصطلاحا تربيت اسلامي را تبيين كند توضيحي نخواهد يافت در مواردي كه اين كلمه در رابطه با انسان به كار رفته عمدتا مفهوم رشد و نمو جسمي مرا ربوده است چنانكه در آيه زير مشهود است و قل رب ارحمهما كما ربياني صغيرا و بگو خدايا بر والدين كه مرا در كودكي تربيت كردند رحم نما “. البته تعليم و تربيت اسلامي مجال بيشتري نياز دارد كه توسط ديگر محققان ارائه خواهد شد.
تدريس و نقش آن در آموزش
يكي از مفاهيم مهم در فرآيند آموزش تدريس مي‌باشد، تدريس از موضوعاتي است كه داراي بيشترين ادبيات در حوزه تعليم و تربيت است يكي از راه‌هاي مفيد براي نيل به اهداف آموزشي و درسي فرآيند تدريس است كه بدليل اهميت آن در آموزش بسيار مورد توجه تربيت كاران مي‌باشد. از تدريس همانند آموزش و يادگيري تعاريف متعددي ارائه شده است برخي تدريس را بيان صريح مربي در مورد محتوا مي‌دانند، گرودهي ديگر تدريس را همورزي متقابل بين مربي و شاگرد و محتوا در كلاس تعريف مي‌كنند متخصصان ديگري فراهم آوردن شرايطي كه يادگيري را براي فراگيران آسان كند، تدريس ناميده‌اند و در نهايت تدريس عبارت از تعامل يا رفتار متقابل مربي و فراگير براساس طرح منظم و هدفدار معلم، براي ايجاد تغيير در رفتار فراگير است (شعباني 1371) تدريس در آموزش مجموعه‌اي از فعاليتهاست كه داراي هدف است آگاهانه و سنجيده صورت مي‌گيرد و از مهمترين عناصر آموزش است، معلم، فراگير و محتوا حداقل عناصر يك آموزش است كه در تدريس وجود دارد عدم وجود هر كدام از اين عناصر موجب از بين رفتن تدريس است،‌ بدليل اهميت و تاثير فراواني كه تدريس در آموزش و يادگيري دارد عده‌اي تصور مي‌كنند آموزش همان تدريس است در صورتي كه تدريس بخشي از آموزش است كه معمولا توسط مربي انجام مي‌گيرد، ولي آموزش مجموعه‌اي از فعاليت‌هاست كه قصد و غرض آن تحقق اهداف آموزشي است در واقع آموزش كل است و تدريس جزء. آموزش مي‌تواند بدون تدريس انجام گيرد، اما تدريس خارج از اموزش معنا نمي‌يابد. مقصد تدريس يادگيري است ولي هدف آموزش تحقق اهداف آموزشي و پرورشي است با اين وجود امروز هيچ نظام آموزشي خود را بي‌نياز از تدريس نمي‌داند و هر مربي اهميت و ارزش خود را تا حدود بسياري ناشي از فعاليت تدريس مي‌داند تصور يك آموزش بدون تدريس اموزشي بغايت پيچيده، سخت و هزينه بر مي‌باشد كه در توان بسياري از نظام‌هاي آموزشي چنين شرايطي وجود ندارد.
عوامل موثر بر موفقيت معلم
از عوامل بسيار مهم در آموزش؛ تدريس و رشد شخصيت فراگيران است. مربيان در نظام آموزشي داراي جايگاه ويژه هستند البته كاري بسيار طاقت فرسا و پيچيده را انجام مي دهند بااين وجود همه معلمان به يك اندازه از موفقيت برخوردار نيستند و داراي تاثير يكساني بر ياد گيري و رشد فرا گيران نمي‌باشند آنچه كه در ابتداي نوشتار مطرح است اين موضوع است كه چه عواملي در نگاه كلي بر موفقيت معلمان به خصوص در كمك به فراگيران در يادگيري موثر است. ذيلا به طور اختصار به مهمترين آنها اشاره مي شود.
1 ـ ايمان به رسالت معلم و عشق به شاگردان.
2 ـ برخورداري از ويژگيها و صفات مطلوب الهي و انساني؛ اگر خدا محوري و انسان دوستي در كانون فعاليتهاي معلمان قرار نگيرد موفق نخواهد شد.
3 ـ آگاهي و شناخت از اصول و روشهاي تعليم وتربيت؛ روان شناسي؛ فلسفه؛ اصول يادگيري روشها و فنون تدريس؛ ارتباطات؛ مهارتهاي تدريس(
4 ـ توانايي و مهارت اجراي تدابير آموزشي و مديريتي در آموزشها
5 ـ استفاده صحيح از الگوهاي برنامه درسي روان شناسان با توجه به شناختي كه از يادگيرندگان در مقاطع تحصيلات رسمي دارند الگوي فرا گير- محور را در تدريس پيشنهاد مي كنند زيرا با قبول اينكه فعاليتهاي ياد گيرندگان منجر به ياد گيري آنها خواهد شد معلم را براي چنين انتخابي ناگزير مي سازد.
6 ـ ايجاد تعامل خلاق بين يادگيرنده و محيط آموزشي: لازم است معلم هر لحظه متغيرهاي موجود از محيط آموزشي را تغيير دهد و در نتيجه اين تغيير تعادل يادگيرنده در محيط آموزشي ناپايدار شود و ياد گيرنده وادار به فعاليت گردد. تا تعادل از دست رفته را بدست آورده و با محيط متغيير خود سازگاري پيدا كند.
7 ـ ”ايجاد انگيزه در ياد گيرندگان بر اساس شناخت نيازها و علايق فراگيران و حفظ و تداوم آن در آموزش يادگيرنده هنگامي مي تواند نيروي لازم را براي فعاليتهاي شناختي در كلاس صرف نمايد كه نيازهاي اصلي و اوليه آنان در زمان آموزش در حد متعارف ارضاء شده باشد “.
8 ـ تسلط بر محتواي درس نيز از موضوعات موثر بر رشد شاگردان مي باشد.
9 ـ بكارگيري فن آوري و رسانه‌هاي متناسب با محتوا و آموزش است.
10 ـ آموزشهاي مربيگري و كار آموزي نيز از جمله عوامل اثر بخش مي باشد.
11 ـ ارزشيابي مستمر از فرآيند آموزش و تدريس بعنوان يك بازخورد.
به طور اصولي رعايت و وجود عوامل فوق الذكر تا حدود بسيار زيادي موجب موفقيت معلم وبه تبع آن پيشرفت فراگيران در آموزش و پرورش خواهد شد. در يك نگاه كلي ميتوان اذعان داشت كتاب روش و فنون تدريس محصول اين نيازمنديها است و يا پاسخي به سوالاتي كه از موضوعات فوق قابل استخراج است.
اصول تعليم و تربيت
تعليم و تربيت نز مانند ديگر علوم و معارف بشري داراي اصولي است كه مبناي تصميمات تربيتي در جريان پرورش است بدليل اهميت اين اصول در كار مربيان به اختصار به مهمترين اصول مطروحه در تعليم و تربيت اشاره مي گردد تا منشاء فعاليتهاي معلم؛ شاگرد و مديران آموزشي تا حدودي قابل فهم باشد.
مفهوم اصل
واژه اصل را عرف عامه در مقابل بدل و فرع به كار مي‌برد معناي لغوي آن بيخ بن و ريشه است ليكن در اين مورد مفهوم فلسفي آن است كه با معناي منشاء و مصدر برابر مي باشد. در حقيقت مبناي فعاليت تربيتي اين مفاهيم هستند.
اصولي كه در تعليم و تربيت مطرح است در حقيقت منشاء و مصدر فعاليتهاي معلم و شاگرد مي باشد.
اين اصول به طوري كه دكتر هوشيار از آن سخن گفته است كشف كردني مي باشند و نه وضع كردني؛ يعني هر اصل بايد از تجربه‌هاي عيني كه در شرايط واقعي صورت گرفته است استنتاج شود و سودمندي آن لااقل در اكثر موارد به اثبات رسيده باشد. اصول تعليم و تربيت به منزله ابزاري است كه مربيان با استفاده از آنها مي توانند به موقع ودر عين حال باروشن بيني كافي تصميم بگيرند و وظايف تربيتي خود را به نحو رضايت بخش انجام دهند اين اصول عبارتند از:
اصل فعاليت
به موجب اين اصل هر قدر كودك در سنين طفوليت از آزادي بيشتري براي فعاليت برخوردار باشد از حس استقلال عمل بيشتري بهره مند خواهد شد و در زندگي آينده؛ اطمينان بيشتري به خود خواهد يافت در اين زمينه؛ بايد از رغبتها و علايق شاگردان در امور تربيتي استفاده نمود شرايط مطلوب براي بكارگيري اين اصل آن است كه دايره فعاليت طفل؛ (فراگير) محدود نگردد و به وي مجال داده شود تا مقدمات آنچه را كه لازمه زندگي است فراهم سازد و پايه محكمي براي زندگي خود تشكيل دهد.
اصل كمال
نگران تماميت و كمالي است كه ضمن تدريس مواضيع برنامه از قبيل ادراك ارزشها و معلومات عمومي مورد نظر است و طبعا از رغبتهاي آني و زود گذر شاگردان جدا مي باشد زيرا مدرسه و آينده شاگرد نيز حقوقي دارند كه بايد تامين شود از اين رو مربي بايد آينده و توجه به كمال زندگي فرهنگي و تمدني شاگردان را مد نظر قرار دهد. بدين منظور شايد لازم آيد كه از لذت و سرور آني شاگرد صرف نظر كند و اورا جهت زندگي و كمالات معنوي و رشد شخصيت آماده سازد.
اصل حرّيت
چون تا حدي ميل به ساختن؛ كنكاش و در نتيجه توجه به تمرين قوا و استعدادها در طفل موجود است؛ و اين امر يكي از حقوق شاگرد به شمار ميرود (آزادي) مدرسه بايد در تامين آن كوشا باشد بعنوان مثال هر شاگردي در مدرسه به اموري مانند بريدن چوب و تخته و ساختن چيزهاي مختلف تمايل دارد و هم چنين براي انجام اموري كه مورد علاقه اوست از هيچ كوششي كوتاهي نمي كنند فراهم سازي شرايط و مقررات براي تحقق اين ميل ناشي از اصل حريت و آزادي است بايد توجه داشت كه مبالغه و افراط در اصل حريت موجب كم حوصلگي؛ شتابزدگي؛ مسامحه كاري و بي بندباري در طفل مي شود؛ (همان منبع) بنابراين لازم است قبل از آزادي آموزش نحوه استفاده از آزادي به فراگير داده شود و ثانيا آزادي تدريجي و طي مدت مناسب واگذار شود تا فراگيران بدانند آزادي اصل تربيتي است ولي استفاده از آن نيازمند آموزش و تربيت صحيح مي باشد.
اصل سنديت
اين اصل گوياي آن است كه شاگرد از راه فعاليتهاي خود به خودي مانند بريدن چوب دوچرخه سواري؛ ورزش و غيره كه صرفا مورد علاقه شخصي اوست؛ نمي تواند از عهده امتحانات نهايي كه سنديت و اعتبار رسمي و آموزش دارد؛ برآيد و به دريافت گواهينامه نايل شود. آموزشهاي مدرسه اي معمولا از علومي تشكيل شده‌اند كه هر يك از ساختار و نظم منطقي – دروني و بيروني برخوردارند و براي آموختن آنها روشها و قواعد ويژه اي نيز بكار ميرود؛ هم چنين هدف آنها تقويت نيروهاي جسماني و نفساني و ايجاد عادات پسنديده است.
مطلوب اين اصل عدم توجه به اميال و رغبتهاي طفل است و در حقيقت در برابر اصل حريت قرار مي گيرد و به نوبة خود تعارضي ايجاد مي كند كه حل آن منوط به داشتن دانش و تجربه كافي از سوي افرادي است كه مسئوليت تربيت كودك را بر عهده دارند.
اصل تفرد
بايد دانست كه هر طفلي هويت خاص خود را داراست و حق دارد براي طرح زندگي فردي خويش از اميال و سير طبيعي خود تبعيت كند؛ و قواي خود را در راه اجراي وظايف حياتي خويش صرف نمايد. اين جنبه از حيات انسان؛ منشاء اصل تفرد را تشكيل مي‌دهد مطلوب اصل تفرد اين است كه رغبت شخصي افراد مورد توجه قرار گيرد و تمايلات آنان مد نظر باشد. اجراي اصل تفرد هنگامي دشوار مي شود كه هر يك از شاگردان ميلي جدا يا مخالف اميال ديگران داشته باشند و بخواهند ديگران نيز از ميل او پيروي كنند. در اين صورت ادامه زندگي جمعي براي افراد مشكل مي شود و بايد اصل اجتماع را با مقدم داشتن مصلحت جمع بكار برد.

اصل اجتماع
از آنجا كه دولت و ملت؛ شرع و عرف؛ و خلاصه تشكيلات يا موسسات اجتماعي نيز وظايفي بر عهده دارند كه نيروي فرد به تنهايي براي اجراي آنها كافي نيست؛ اين موسسات حق دارند كه از فرد انتظار اطاعت و تبعيت داشته باشند. معلم بايد از هر حيث نماينده اجتماع باشد و اين بالاترين انتظار است كه بايد از معلم داشت.
به مصدر اعمالي كه منجر به پرورش كيفيتهاي اجتماعي در طفل مي شود؛ اصل اجتماع گويند.
مطلوب اين اصل آن است كه همه افراد؛ نظر و ميل خود را تابع خير و صلاح جمع قرار دهند؛ قواي خود را در خدمت جمع بگذارند و از ارضاء اميال شخصي خود صرف نظر كنند. مبالغه در اجراي اين اصل؛ سبب مي شود كه افراد خود را فراموش كنند و از وضع خود بي خبر بمانند و حالت استقلالشان را از دست بدهند و در جمع منحل شوند. بدين ترتيب، دو اصل اخير (تفرد و اجتماع) در برابر هم قرار مي‌گيرند و تناقضاتي پيدا مي‌كنند شايان ذكر است كه هنوز براي هيچ يك از اين تناقضات راه حلي كه از هر جهت قانع كننده باشد؛ ارائه نشده است؛ اما با وجود اين آگاهي از اصول ياد شده موجب مي شود كه معلمان به خطير بودن امر تعليم و تربيت و لزوم توجه به جنبه‌هاي مختلف و متعارض آن پي بردند و در كار تربيت كودكان؛ جميع جهات را مورد ملاحظه قرار دهند.

تعداد صفحات

103

شابک

978-622-378-544-3