۱,۰۷۰,۰۰۰ تومان
| انتشارات | |
|---|---|
| تعداد صفحات | |
| سال انتشار | |
| شابک | 978-620-8-84835-4 |
تحولات نظام بینالملل در دهههای اخیر نشان داده است که توزیع قدرت دیگر صرفاً بر محور چند قدرت سنتی تعریف نمیشود. ظهور بازیگران اقتصادی، سیاسی و نظامی جدید، گسترش همکاریهای منطقهای و تغییر مناسبات میان دولتها، ساختار روابط بینالملل را وارد مرحلهای پیچیدهتر کرده است. کتاب Emerging Powers and Shifting Alliances in International Relations با تمرکز بر قدرتهای نوظهور و ائتلافهای متغیر، به یکی از موضوعات مهم مطالعات روابط بینالملل میپردازد و زمینهای برای درک بهتر پویاییهای نظام جهانی فراهم میکند.
این اثر با ۱۰۷ صفحه و در سال ۱۴۰۴ توسط انتشارات SCHOLARS’ PRESS منتشر شده و نوشته ولیالله دهبید است. مطالعه این کتاب برای دانشجویان و پژوهشگران علوم سیاسی، روابط بینالملل و مطالعات راهبردی میتواند تصویری منسجم از تحول مفهوم قدرت و تغییر الگوهای همکاری و رقابت میان دولتها ارائه کند.
قدرت نوظهور به کشوری اطلاق میشود که در یک یا چند حوزه مهم مانند اقتصاد، فناوری، توان نظامی، دیپلماسی یا نفوذ منطقهای در حال افزایش ظرفیتهای خود است. اهمیت این کشورها صرفاً به رشد اقتصادی آنها محدود نمیشود، زیرا افزایش ظرفیتهای داخلی میتواند به تغییر رفتار خارجی و افزایش نقش آنها در تصمیمگیریهای بینالمللی منجر شود.
ظهور قدرتهای جدید معمولاً با بازتوزیع نسبی قدرت همراه میشود. زمانی که یک کشور از نظر اقتصادی و فناورانه رشد میکند، امکان بیشتری برای گسترش روابط تجاری، سرمایهگذاری خارجی، حضور دیپلماتیک و همکاریهای امنیتی پیدا میکند. در نتیجه، افزایش قدرت یک بازیگر میتواند بر محاسبات سایر دولتها نیز تأثیر بگذارد.
نظام بینالملل مجموعهای ایستا نیست و جایگاه کشورها در آن میتواند در طول زمان تغییر کند. قدرتهای نوظهور با ورود فعالتر به عرصههای منطقهای و جهانی، قواعد موجود، موازنههای امنیتی و الگوهای همکاری را تحت تأثیر قرار میدهند.
برخی از مهمترین پیامدهای ظهور قدرتهای جدید عبارتاند از:
از این منظر، شناخت قدرتهای نوظهور برای تحلیل سیاست جهانی ضروری است.
ائتلافها و اتحادها معمولاً بر اساس منافع مشترک، تهدیدهای ادراکشده و محاسبات راهبردی شکل میگیرند. بنابراین، هنگامی که محیط بینالمللی تغییر میکند، روابط میان دولتها نیز میتواند دستخوش تحول شود.
یک کشور ممکن است در یک موضوع با کشوری همکاری کند، اما در حوزهای دیگر با همان کشور رقابت داشته باشد. چنین وضعیتی نشان میدهد که روابط بینالملل معاصر را نمیتوان صرفاً با الگوی دوست و دشمن دائمی توضیح داد.
ائتلافهای جدید ممکن است برای اهداف مختلفی شکل بگیرند؛ از همکاری اقتصادی و انرژی گرفته تا امنیت منطقهای، فناوری، دفاع و مدیریت بحران. همین تنوع اهداف باعث شده است مفهوم ائتلاف در سیاست جهانی معاصر انعطافپذیرتر شود.
مفهوم موازنه قدرت یکی از مفاهیم بنیادین در نظریه روابط بینالملل است. دولتها در شرایطی که افزایش قدرت یک بازیگر را تهدیدی برای منافع خود بدانند، ممکن است به ایجاد یا تقویت همکاری با سایر کشورها روی آورند.
در چنین شرایطی، قدرتهای نوظهور میتوانند نقش تعیینکنندهای ایفا کنند. آنها ممکن است به یک بلوک موجود نزدیک شوند، ائتلافهای مستقل ایجاد کنند یا بر اساس منافع موردی با بازیگران مختلف همکاری کنند.
یکی از موضوعات مهم در تحلیل سیاست جهانی، بررسی تحول ساختار قدرت است. پایان جنگ سرد برای مدتی به افزایش نقش ایالات متحده در ساختار قدرت جهانی منجر شد، اما در دهههای بعد رشد اقتصادی و سیاسی بازیگران جدید، بحث درباره حرکت نظام بینالملل به سمت چندقطبیشدن را تقویت کرد.
چندقطبیشدن الزاماً به معنای تقسیم کامل قدرت میان چند کشور نیست. ممکن است یک کشور در حوزه نظامی برتری داشته باشد، کشوری دیگر در اقتصاد و تجارت نفوذ بیشتری پیدا کند و بازیگری دیگر در فناوری یا انرژی موقعیت برجستهای به دست آورد.
به همین دلیل، تحلیل روابط بینالملل معاصر نیازمند توجه همزمان به ابعاد مختلف قدرت است.
کتاب Emerging Powers and Shifting Alliances in International Relations موضوعی را بررسی میکند که برای فهم تحولات معاصر سیاست جهانی اهمیت اساسی دارد. تمرکز بر قدرتهای نوظهور و تغییر ائتلافها، امکان بررسی ارتباط میان رشد قدرت کشورها و تحول رفتار راهبردی آنها را فراهم میکند.
این اثر برای افرادی مناسب است که میخواهند فراتر از تحلیل رویدادهای روز، سازوکارهای عمیقتر شکلگیری قدرت، رقابت و همکاری در نظام بینالملل را مطالعه کنند.
قدرتهای نوظهور و ائتلافهای متغیر از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر آینده نظام بینالملل محسوب میشوند. افزایش توان اقتصادی، فناوری، نظامی و دیپلماتیک برخی کشورها، در کنار تغییر منافع و تهدیدهای مشترک، موجب شده است روابط میان دولتها بیش از گذشته سیال و چندبعدی شود.
کتاب Emerging Powers and Shifting Alliances in International Relations نوشته ولیالله دهبید، با پرداختن به این موضوع، منبعی مناسب برای مطالعه پویایی قدرت و تحول روابط میان بازیگران بینالمللی به شمار میرود. این کتاب با ۱۰۷ صفحه و انتشار در سال ۱۴۰۴ میتواند برای دانشجویان و پژوهشگرانی که به تحلیل ساختار قدرت جهانی و ائتلافهای بینالمللی علاقه دارند، انتخابی قابل توجه باشد.
قدرت نوظهور کشوری است که ظرفیتهای اقتصادی، سیاسی، نظامی، فناوری یا دیپلماتیک آن در حال افزایش است و این رشد میتواند جایگاه کشور را در نظام منطقهای یا جهانی ارتقا دهد.
تغییر منافع ملی، ظهور تهدیدهای جدید، تحول اقتصادی، رقابت قدرتها و تغییر محیط امنیتی میتواند دولتها را به بازنگری در روابط و ائتلافهای خود وادار کند.
افزایش قدرت بازیگران جدید میتواند یکی از عوامل حرکت به سمت چندقطبیشدن باشد، اما ساختار نظام بینالملل به مجموعهای از عوامل اقتصادی، نظامی، سیاسی و فناورانه وابسته است.
بله. موضوع کتاب با مباحث کلیدی روابط بینالملل، از جمله توزیع قدرت، ائتلافها، موازنه قدرت و تحولات نظم جهانی ارتباط مستقیم دارد.
درک سیاست جهانی بدون توجه به تغییر توزیع قدرت میان کشورها دشوار است. طی سالهای گذشته، رشد برخی اقتصادها و افزایش ظرفیتهای سیاسی، نظامی و فناورانه بازیگران جدید، معادلات قدرت را پیچیدهتر کرده است. قدرت جهانی دیگر تنها با شاخصهای نظامی سنجیده نمیشود و مؤلفههایی مانند تولید اقتصادی، فناوری، جمعیت، انرژی، تجارت، نفوذ دیپلماتیک و توان ایجاد شبکههای همکاری نیز اهمیت زیادی پیدا کردهاند.
قدرتهای نوظهور در چنین محیطی به بازیگرانی تبدیل شدهاند که میتوانند در تعیین روندهای منطقهای و جهانی نقش داشته باشند. کتاب Emerging Powers and Shifting Alliances in International Relations با تمرکز بر همین پدیده، به بررسی یکی از محورهای مهم تحول نظام بینالملل میپردازد.
در برداشتهای سنتی، قدرت کشورها عمدتاً بر اساس توان نظامی آنها سنجیده میشد. هرچند توان دفاعی همچنان اهمیت زیادی دارد، اما ساختار قدرت معاصر چندبعدیتر شده است.
برای مثال، یک کشور ممکن است از ظرفیت اقتصادی بالایی برخوردار باشد و از طریق تجارت و سرمایهگذاری بر سایر کشورها اثر بگذارد. کشور دیگری ممکن است از طریق فناوری پیشرفته یا ظرفیتهای علمی جایگاه خود را تقویت کند. یک بازیگر منطقهای نیز ممکن است با استفاده از موقعیت جغرافیایی، انرژی یا دیپلماسی فعال نفوذ خود را افزایش دهد.
بنابراین میتوان قدرت ملی را حاصل ترکیبی از عناصر مختلف دانست:
| مؤلفه قدرت | کارکرد در روابط بینالملل |
|---|---|
| قدرت اقتصادی | افزایش توان تجارت، سرمایهگذاری و تأثیرگذاری |
| قدرت نظامی | بازدارندگی و تأمین امنیت |
| فناوری | افزایش استقلال و مزیت راهبردی |
| دیپلماسی | ایجاد روابط و ائتلافهای مؤثر |
| انرژی و منابع | ایجاد اهرمهای اقتصادی و سیاسی |
| جمعیت و بازار | افزایش ظرفیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی |
| نفوذ فرهنگی | تقویت قدرت نرم |
این نگاه چندبعدی امکان تحلیل دقیقتری از جایگاه قدرتهای نوظهور فراهم میکند.
رشد قدرت معمولاً فرآیندی تدریجی است. کشورها با توسعه زیرساختها، افزایش تولید، سرمایهگذاری در فناوری، تقویت نهادهای داخلی و گسترش روابط خارجی، ظرفیت اثرگذاری خود را افزایش میدهند.
اما افزایش ظرفیت داخلی بهتنهایی کافی نیست. قدرت زمانی به نفوذ تبدیل میشود که یک کشور بتواند منابع خود را در سیاست خارجی به کار گیرد.
برای نمونه، افزایش توان اقتصادی میتواند به توسعه پروژههای زیرساختی در کشورهای دیگر، افزایش روابط تجاری یا تقویت نقش کشور در نهادهای بینالمللی منجر شود. در نتیجه، اقتصاد و سیاست خارجی به یکدیگر پیوند میخورند.
ظهور بازیگران جدید الزاماً به حذف قدرتهای قدیمی منجر نمیشود، اما میتواند محاسبات آنها را تغییر دهد. قدرتهای سنتی ممکن است برای حفظ جایگاه خود، سیاستهای اقتصادی، امنیتی و دیپلماتیک جدیدی اتخاذ کنند.
این فرایند میتواند به شکلهای مختلفی ظاهر شود:
از این منظر، ظهور قدرتهای جدید میتواند محرکی برای تغییر رفتار سایر بازیگران باشد.
قدرت در نظام بینالملل تنها در مرزهای ملی تولید نمیشود. مسیرهای تجاری، منابع انرژی، آبراههای مهم، فناوریهای راهبردی و زنجیرههای تأمین نیز میتوانند به عناصر رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شوند.
قدرتهای نوظهور برای افزایش نفوذ خود ممکن است به توسعه روابط اقتصادی با کشورهای همسایه، مشارکت در پروژههای زیربنایی یا گسترش حضور دیپلماتیک روی آورند. همین روند میتواند مناطق مختلف جهان را به عرصه تعامل، رقابت و مذاکره میان قدرتهای بزرگ و متوسط تبدیل کند.
موازنه قدرت به پژوهشگر کمک میکند بفهمد چرا کشورها در شرایط مختلف به سمت همکاری، رقابت یا ایجاد ائتلاف حرکت میکنند. این مفهوم بهویژه زمانی اهمیت پیدا میکند که یک بازیگر در حال افزایش ظرفیتهای خود باشد.
اگر سایر کشورها رشد قدرت یک بازیگر را تهدیدآمیز ارزیابی کنند، احتمال ایجاد ترتیبات جدید برای متعادلسازی قدرت افزایش مییابد. اگر رشد آن کشور با منافع مشترک همراه باشد، امکان همکاری نیز وجود خواهد داشت.
در نتیجه، ظهور قدرتهای جدید لزوماً به معنای افزایش منازعه نیست؛ بلکه میتواند فرصتهایی برای همکاری اقتصادی و سیاسی نیز ایجاد کند.
اثر ولیالله دهبید با عنوان Emerging Powers and Shifting Alliances in International Relations به موضوعی میپردازد که برای شناخت ساختار در حال تحول سیاست جهانی اهمیت دارد. این کتاب با ۱۰۷ صفحه و انتشار در سال ۱۴۰۴، میتواند به عنوان مطالعهای تخصصی برای علاقهمندان به قدرتهای نوظهور، موازنه قدرت و تغییر روابط میان کشورها مورد استفاده قرار گیرد.
رشد اقتصادی، توسعه فناوری، توان نظامی، ظرفیت دیپلماتیک، منابع طبیعی، جمعیت و موقعیت ژئوپلیتیکی از عوامل مهم هستند.
اقتصاد و قدرت نظامی دو مؤلفه متفاوت اما مرتبط هستند. اقتصاد قدرتمند میتواند منابع لازم برای توسعه توان دفاعی و افزایش ظرفیت دیپلماتیک را فراهم کند.
کشورها ممکن است برای افزایش امنیت یا جلوگیری از برتری یک بازیگر، با دولتهای دیگر همکاری کنند. بنابراین تغییر موازنه قدرت میتواند به شکلگیری یا تغییر ائتلافها منجر شود.
شناخت روندهای قدرت به تحلیل بهتر سیاست خارجی، رقابت ژئوپلیتیکی، همکاریهای منطقهای و آینده نظم جهانی کمک میکند.
ائتلاف یکی از ابزارهای مهم دولتها برای تأمین منافع ملی و مدیریت محیط بینالمللی است. با این حال، در سیاست جهانی معاصر نمیتوان همه روابط میان کشورها را در قالب اتحادهای دائمی تعریف کرد. تغییر تهدیدها، منافع اقتصادی، رقابتهای منطقهای و ظهور بازیگران جدید باعث شده است همکاریهای بینالمللی شکلهای متنوعتری پیدا کنند.
یکی از مهمترین پرسشها این است که چرا کشوری که در یک زمینه شریک یک دولت محسوب میشود، ممکن است در زمینهای دیگر با همان کشور رقابت کند. پاسخ را باید در ماهیت چندلایه روابط بینالملل جستوجو کرد.
ائتلاف زمانی شکل میگیرد که دو یا چند بازیگر، مجموعهای از منافع مشترک را شناسایی کنند و همکاری را نسبت به اقدام انفرادی سودمندتر بدانند.
مهمترین انگیزههای شکلگیری ائتلاف عبارتاند از:
بنابراین، ائتلاف الزاماً فقط یک توافق نظامی نیست و میتواند ابعاد اقتصادی، سیاسی، فناوری و امنیتی داشته باشد.
منافع دولتها ثابت نمیماند. تغییر دولتها، تحولات اقتصادی، بحرانهای امنیتی، تغییر مسیرهای تجاری یا ظهور تهدیدهای جدید میتواند اولویتهای سیاست خارجی کشورها را تغییر دهد.
به همین دلیل، یک رابطه بینالمللی ممکن است در یک دوره بسیار نزدیک باشد و در دورهای دیگر کاهش پیدا کند.
برای تحلیل این تغییرات باید دستکم چهار عامل را در نظر گرفت:
منافع ملی: دولتها ائتلافها را تا جایی حفظ میکنند که با اهداف راهبردی آنها سازگار باشد.
محیط امنیتی: تغییر تهدیدها میتواند ارزش یک شریک یا اتحاد را افزایش یا کاهش دهد.
اقتصاد: تجارت، سرمایهگذاری، انرژی و زنجیرههای تأمین میتوانند روابط سیاسی را تقویت یا پیچیده کنند.
ظهور بازیگران جدید: ورود قدرتهای نوظهور میتواند محاسبات ائتلافی سایر کشورها را تغییر دهد.
یکی از ویژگیهای مهم روابط بینالملل معاصر، همزیستی همکاری و رقابت است. دو کشور ممکن است در حوزه تجارت با یکدیگر همکاری کنند، اما در موضوعات امنیتی یا ژئوپلیتیکی منافع متفاوتی داشته باشند.
این وضعیت را میتوان «همکاری رقابتی» دانست. چنین الگویی نشان میدهد که روابط میان دولتها الزاماً صفر و یک نیست.
در نتیجه، تحلیل سیاست خارجی باید به جای دستهبندی ساده کشورها به «متحد» و «رقیب»، مجموعهای از حوزههای تعامل را بررسی کند.
قدرتهای نوظهور میتوانند با ایجاد روابط جدید، مسیرهای همکاری موجود را تغییر دهند. هنگامی که یک کشور ظرفیت اقتصادی یا راهبردی خود را افزایش میدهد، سایر دولتها نیز ممکن است تلاش کنند روابط خود را با آن توسعه دهند.
این روند میتواند سه پیامد داشته باشد:
| وضعیت | پیامد احتمالی |
|---|---|
| افزایش همکاری با قدرت نوظهور | ایجاد شبکههای اقتصادی و سیاسی جدید |
| رقابت با قدرت نوظهور | تقویت ائتلافهای رقیب |
| همکاری محدود و موردی | شکلگیری روابط انعطافپذیر |
به این ترتیب، ائتلافهای آینده ممکن است بیشتر بر اساس موضوع و منافع مشترک شکل بگیرند تا وابستگی دائمی.
ائتلاف چندجانبه به کشورها امکان میدهد بخشی از هزینهها و مسئولیتهای همکاری را میان اعضا تقسیم کنند. چنین ترتیباتی همچنین میتواند قدرت مذاکره اعضا را افزایش دهد.
در حوزه اقتصادی، همکاری چندجانبه میتواند تجارت و سرمایهگذاری را تسهیل کند. در حوزه امنیتی، همکاری اطلاعاتی و دفاعی میتواند ظرفیت مقابله با تهدیدها را افزایش دهد.
با این حال، ائتلافهای چندجانبه با چالشهایی نیز روبهرو هستند. اختلاف منافع اعضا، توزیع نامتوازن هزینهها و اختلاف درباره اهداف مشترک میتواند انسجام آنها را کاهش دهد.
با افزایش تعداد بازیگران مؤثر و پیچیدهتر شدن منافع کشورها، احتمالاً ائتلافهای بینالمللی نیز انعطافپذیرتر خواهند شد. دولتها ممکن است به جای وابستگی کامل به یک شریک، شبکهای از روابط را در حوزههای مختلف ایجاد کنند.
در چنین شرایطی، توانایی مدیریت روابط چندجانبه و حفظ استقلال راهبردی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
کتاب Emerging Powers and Shifting Alliances in International Relations نوشته ولیالله دهبید، با تمرکز بر قدرتهای نوظهور و ائتلافهای در حال تغییر، زمینه مناسبی برای مطالعه این تحولات فراهم میکند و میتواند برای دانشجویان و پژوهشگران روابط بینالملل مورد توجه قرار گیرد.
خیر. بسیاری از ائتلافها بر اساس منافع و شرایط مشخص شکل میگیرند و با تغییر محیط بینالمللی ممکن است بازتعریف شوند.
در بسیاری از موارد، روابط اقتصادی گسترده میتواند زمینه اعتماد و همکاری سیاسی را تقویت کند، اما چنین نتیجهای قطعی نیست.
افزایش قدرت آنها میتواند کشورهای دیگر را به توسعه همکاری، ایجاد موازنه یا بازنگری در روابط موجود ترغیب کند.
زیرا منافع دولتها در حوزههای مختلف یکسان نیست و ممکن است در اقتصاد همکاری و در مسائل امنیتی رقابت داشته باشند.
پیشبینی آینده نظام بینالملل یکی از دشوارترین مسائل در مطالعات روابط بینالملل است. تعداد بازیگران مؤثر افزایش یافته، وابستگی اقتصادی کشورها گستردهتر شده و موضوعاتی مانند فناوری، انرژی، امنیت سایبری و زنجیرههای تأمین به عناصر مهم قدرت تبدیل شدهاند.
در چنین شرایطی، آینده نظم جهانی تنها به تصمیم قدرتهای بزرگ وابسته نیست. قدرتهای متوسط و نوظهور نیز میتوانند در شکلدهی به ترتیبات منطقهای و جهانی نقش داشته باشند.
نظام بینالملل آینده احتمالاً با ترکیبی از رقابت و همکاری شکل خواهد گرفت. دولتها از یک سو برای حفظ امنیت و منافع راهبردی خود رقابت خواهند کرد و از سوی دیگر برای حل مسائل مشترک به همکاری نیاز خواهند داشت.
تغییرات احتمالی را میتوان در چند حوزه مشاهده کرد:
کشورهایی که نه ابرقدرت هستند و نه بازیگران کوچک، میتوانند با استفاده از موقعیت ژئوپلیتیکی، منابع اقتصادی و دیپلماسی فعال، نقش قابل توجهی در ترتیبات منطقهای ایفا کنند.
همکاریهای آینده ممکن است حول موضوعاتی مانند انرژی، فناوری، امنیت غذایی، تغییرات اقلیمی، تجارت یا امنیت سایبری شکل بگیرند. در چنین ساختاری، یک کشور میتواند همزمان در چند چارچوب همکاری متفاوت حضور داشته باشد.
فناوریهای پیشرفته به یکی از منابع اصلی قدرت تبدیل شدهاند. دسترسی به فناوری و توان تولید آن میتواند بر استقلال راهبردی کشورها و جایگاه آنها در نظام جهانی اثر بگذارد.
امنیت دیگر صرفاً به دفاع نظامی محدود نمیشود. امنیت اقتصادی، انرژی، سایبری، غذایی و زنجیره تأمین نیز به بخشهایی از مفهوم امنیت ملی تبدیل شدهاند.
چندقطبیشدن یکی از سناریوهای مطرح برای توصیف آینده نظام جهانی است. در این سناریو، چند مرکز قدرت در حوزههای مختلف نقشآفرینی میکنند و هیچ بازیگری به تنهایی قادر نیست همه قواعد نظام بینالمللی را تعیین کند.
با این حال، چندقطبیشدن به معنای پایان رقابت نیست. حتی ممکن است افزایش تعداد مراکز قدرت، رقابت بر سر نفوذ را پیچیدهتر کند.
مسئله مهم این است که آیا قدرتهای مختلف میتوانند سازوکارهای مؤثری برای مدیریت اختلافات ایجاد کنند یا خیر.
در محیط چندلایه، دیپلماسی اهمیت بیشتری پیدا میکند. دولتها باید بتوانند روابط خود را با بازیگران مختلف مدیریت کنند و همزمان از منافع ملی خود محافظت کنند.
دیپلماسی مؤثر تنها به مذاکرات سیاسی محدود نیست و حوزههایی مانند تجارت، فناوری، انرژی، فرهنگ و همکاری علمی را نیز دربرمیگیرد.
قدرتهای نوظهور برای تبدیل ظرفیتهای داخلی به نفوذ بینالمللی، به دیپلماسی فعال نیاز دارند. همچنین قدرتهای سنتی نیز برای حفظ جایگاه خود باید با واقعیت توزیع جدید قدرت سازگار شوند.
ائتلافها یکی از شاخصهای مهم تغییر در ساختار قدرت هستند. وقتی کشورها روابط خود را بازتنظیم میکنند، معمولاً نشانهای از تغییر در ارزیابی آنها نسبت به منافع، تهدیدها و فرصتهای موجود مشاهده میشود.
به همین دلیل، بررسی ائتلافهای جدید میتواند به پژوهشگران کمک کند روندهای بزرگتر نظام جهانی را بهتر شناسایی کنند.
کتاب Emerging Powers and Shifting Alliances in International Relations نوشته ولیالله دهبید، به یکی از مسائل اساسی سیاست جهانی یعنی ارتباط میان ظهور قدرتهای جدید و تغییر ائتلافها میپردازد.
این اثر در ۱۰۷ صفحه و در سال ۱۴۰۴ توسط SCHOLARS’ PRESS منتشر شده و با توجه به موضوع خود میتواند برای مطالعه دانشگاهی در حوزه روابط بینالملل، علوم سیاسی، سیاست خارجی و مطالعات راهبردی مورد استفاده قرار گیرد.
کتاب برای خوانندگانی مناسب است که میخواهند تغییرات نظام جهانی را از منظر توزیع قدرت، ظهور بازیگران جدید و بازآرایی روابط میان دولتها دنبال کنند.
آینده نظام بینالملل احتمالاً با افزایش پیچیدگی روابط میان دولتها همراه خواهد بود. ظهور قدرتهای جدید، تغییر ائتلافها، گسترش همکاریهای موضوعی و اهمیت یافتن مؤلفههای جدید قدرت، الگوی سنتی سیاست جهانی را دستخوش تحول کرده است.
در چنین شرایطی، مطالعه روابط بینالملل نیازمند نگاهی فراتر از رقابت مستقیم قدرتهای بزرگ است. شناخت قدرتهای نوظهور و نحوه شکلگیری شبکههای جدید همکاری میتواند به درک بهتر مسیر تحولات آینده کمک کند.
کتاب Emerging Powers and Shifting Alliances in International Relations با پرداختن به این حوزه، انتخابی مناسب برای کسانی است که به تحلیل ساختار قدرت جهانی و روندهای جدید در سیاست بینالملل علاقه دارند.
آینده نظام بینالملل به مجموعهای از عوامل اقتصادی، امنیتی، فناورانه، سیاسی و ژئوپلیتیکی وابسته است و نمیتوان آن را با یک سناریوی قطعی توضیح داد.
افزایش ظرفیتهای این کشورها میتواند توزیع قدرت و رفتار سایر دولتها را تحت تأثیر قرار دهد و به بازتنظیم روابط بینالمللی منجر شود.
فناوری میتواند بر توان اقتصادی، نظامی، ارتباطی و اطلاعاتی کشورها اثر بگذارد و به همین دلیل به یکی از مؤلفههای مهم قدرت ملی تبدیل شده است.
محور اصلی کتاب، قدرتهای نوظهور و تغییر ائتلافها در روابط بینالملل است و از این منظر به تحول ساختار قدرت و روابط میان بازیگران جهانی میپردازد.
این کتاب با عنوان Emerging Powers and Shifting Alliances in International Relations نوشته ولیالله دهبید، ۱۰۷ صفحه دارد، در سال ۱۴۰۴ منتشر شده و با شابک 978-620-8-84835-4 توسط SCHOLARS’ PRESS عرضه شده است.
| انتشارات | |
|---|---|
| تعداد صفحات | |
| سال انتشار | |
| شابک | 978-620-8-84835-4 |