۸۶۴,۰۰۰ تومان قیمت اصلی: ۸۶۴,۰۰۰ تومان بود.۳۸۸,۸۰۰ تومانقیمت فعلی: ۳۸۸,۸۰۰ تومان.
| انتشارات | |
|---|---|
| شابک | 978-66–3000345-1 |
| تعداد صفحات | |
| سال انتشار |
کتاب The Methodological Capacities of the Qur’an in Addressing Emerging Scientific Issues اثری پژوهشی و میانرشتهای از سیده زهرا موسوی تبار است که در سال 1405 توسط انتشارات SCHOLARS’ PRESS منتشر شده و در 96 صفحه، به یکی از مهمترین پرسشهای فکری و معرفتی روزگار ما میپردازد: قرآن کریم چگونه میتواند در مواجهه با مسائل نوپدید علمی، نه فقط در سطح الهامبخشی، بلکه در سطح روششناسی و تولید چارچوبهای دانشی، نقشآفرین باشد؟ این کتاب با شابک 978-66–3000345-1 منتشر شده و برای پژوهشگران حوزه مطالعات قرآنی، فلسفه علم، الهیات، معرفتشناسی و همچنین علاقهمندان به نسبت میان دین و علم، اثری قابل تأمل و ارزشمند به شمار میآید.
در روزگاری که علم با سرعتی شگفتانگیز در حال تحول است و هر روز شاخههای جدیدی از دانش، از هوش مصنوعی گرفته تا زیستفناوری و علوم شناختی، افقهای تازهای را پیش روی بشر میگشایند، مسئلهی مهم این است که متون مقدس چگونه میتوانند در برابر این تحولات نقش ایفا کنند. آیا باید قرآن را صرفاً متنی معنوی و اخلاقی دانست که فقط در قلمرو هدایت انسانی معنا دارد؟ یا میتوان از آن الگوها و ظرفیتهایی برای مواجهه روشمند با دانشهای نو استخراج کرد؟ نویسنده در این کتاب تلاش میکند به این پرسش پاسخ دهد و نشان دهد که قرآن نه کتاب علوم تجربی است و نه رقیب علم، بلکه متنی زنده و پویا است که میتواند روش اندیشیدن، شیوهی پرسشگری، نحوه مواجهه با پیچیدگی، و چارچوبهای عقلانی و اخلاقی شناخت را در اختیار بشر قرار دهد. 🌱🔍
یکی از ویژگیهای مهم این کتاب، دوری از دوگانهسازیهای سادهانگارانه در نسبت میان قرآن و علم است. نویسنده بهخوبی توضیح میدهد که نباید قرآن را یا در موضع تعارض با علم قرار داد و یا آن را صرفاً ابزاری برای یافتن پیشبینیهای علمی در آیات دانست. این کتاب از رویکردی عمیقتر دفاع میکند: قرآن بهمثابه منبع ظرفیتهای روششناختی. یعنی بهجای آنکه بخواهیم نظریههای علمی را مستقیماً از آیات استخراج کنیم، باید ببینیم قرآن چگونه عقل، مشاهده، تجربه، پرسشگری، مسئولیت فکری، مدیریت عدم قطعیت و توجه به ابعاد اخلاقی دانش را صورتبندی میکند. همین زاویه دید است که این اثر را از بسیاری از کتابهای رایج در حوزه «علم و دین» متمایز میسازد. 📚💡
از منظر محتوایی، این کتاب با زبانی علمی اما روان نوشته شده و خواننده را گامبهگام با استدلال اصلی خود همراه میکند. در همان آغاز، بحث از اینجا شروع میشود که مسائل علمی نوپدید، غالباً با چارچوبهای کلاسیک پاسخپذیر نیستند. جهان امروز با شبکهای از پرسشهای پیچیده روبهرو است که مرز میان رشتهها را درنوردیدهاند؛ از نسبت انسان و فناوری تا مسئلهی داده، مدلسازی، پیشبینی، احتمال، و تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت. به همین دلیل، نویسنده تأکید میکند که ما به رویکردهای معرفتی تازه نیاز داریم؛ رویکردهایی که بتوانند هم عقلانی باشند، هم اخلاقی، هم منعطف، و هم قادر به فهم لایههای مختلف واقعیت. در این نقطه است که قرآن، بهعنوان متنی که بارها انسان را به تفکر، نظر، تدبر، پرسش، مشاهده و عبرتآموزی دعوت میکند، میتواند افقی تازه برای روششناسی دانش بگشاید. 🌍🧠
این اثر همچنین برای کسانی که در حوزه مطالعات قرآنی فعالیت میکنند اهمیت زیادی دارد، زیرا میان تفسیر و روش تمایز قائل میشود. در بسیاری از مباحث سنتی، تمرکز اصلی بر فهم معنای آیات و ارائه تفسیر بوده است؛ اما نویسنده در اینجا به سراغ سطحی عمیقتر میرود و میپرسد: آیا از دل آیات میتوان الگوهای عام روششناختی استخراج کرد؟ به بیان دیگر، آیا قرآن فقط پاسخ میدهد یا شیوهی درست پرسیدن و درست اندیشیدن را نیز به ما میآموزد؟ این تغییر زاویه، اهمیت زیادی دارد، زیرا راه را برای نوعی پژوهش میانرشتهای باز میکند که در آن، قرآن نه صرفاً موضوع تفسیر، بلکه منبعی برای الهامبخشی در ساخت چارچوبهای دانشی و روشی است. ✨📖
از نظر سئوی محتوایی نیز، این کتاب ظرفیت بالایی برای جلب توجه مخاطبان تخصصی و دانشگاهی دارد؛ زیرا هم عنوان آن دقیق و هدفمند است و هم با کلیدواژههایی مانند Qur’an and emerging scientific issues، Quranic methodology، Qur’anic epistemology و methodological capacity in sacred texts پیوند میخورد. برای سایتهایی که در حوزه معرفی کتابهای علمی، دینی و دانشگاهی فعالیت میکنند، معرفی این اثر میتواند فرصت مناسبی برای جذب مخاطبانی باشد که به نسبت میان الهیات و دانش معاصر علاقه دارند. بهویژه آنکه عنوان کتاب، دقیقاً بر نقطهای متمرکز شده که امروزه در فضای علمی و فکری جهان، بسیار مورد توجه قرار گرفته است: توان روششناختی قرآن در مواجهه با مسائل نوظهور علمی. 🎯📈
در مجموع، اگر به دنبال کتابی هستید که از سطح بحثهای کلیشهای درباره علم و دین عبور کند و با نگاهی روشمند و معرفتشناختی، نسبت قرآن و مسائل نوپدید علمی را بررسی کند، The Methodological Capacities of the Qur’an in Addressing Emerging Scientific Issues انتخابی جدی و ارزشمند است. این اثر کوتاه اما عمیق، میتواند هم برای پژوهشگران و دانشجویان و هم برای علاقهمندان به مطالعات نوین قرآنی، دریچهای تازه بگشاید و نشان دهد که متن وحی، چگونه میتواند در جهان پرشتاب امروز، همچنان الهامبخش شیوههای نوین فهم و تولید دانش باشد. 🌟
ساختار کتاب به شکلی طراحی شده که خواننده را بهصورت تدریجی از طرح مسئله به سمت تحلیل روششناختی و در نهایت کاربردپذیری ایدهها هدایت میکند. در Chapter 1 با عنوان Encountering New Science through the Qur’anic Lens، نویسنده ابتدا به این پرسش میپردازد که چرا علوم جدید، از نظر معرفتی، چالشهایی را ایجاد کردهاند که چارچوبهای کلاسیک همیشه قادر به پاسخگویی کامل به آنها نیستند. در بخش Contemporary Scientific Questions and the Silence of Classical Frameworks این نکته برجسته میشود که سرعت تحول دانش، تنوع پرسشهای علمی و چندرشتهای شدن مسائل، ما را با جهانی متفاوت از گذشته مواجه کرده است. سپس در Why Emerging Sciences Demand New Epistemic Approaches روشن میشود که علوم نوپدید فقط دادههای تازه تولید نمیکنند، بلکه شیوههای جدیدی از اندیشیدن و تفسیر واقعیت را نیز میطلبند. نویسنده در ادامه، در بخش The Qur’an as a Living Text in a Rapidly Changing Knowledge World، قرآن را متنی زنده معرفی میکند که میتواند در جهانی متحول، همچنان منبع جهتدهی معرفتی باشد. در From Problem-Oriented Reading to Solution-Oriented Interpretation، رویکرد کتاب از خوانش مسئلهمحور به تفسیر راهحلمحور تغییر میکند و در Reframing the Qur’an–Science Relationship Beyond Conflict and Concordism، نسبت قرآن و علم از دوگانهی «تعارض یا تطابق» فراتر میرود. این فصل، در واقع، بنیان نظری کتاب را میسازد. 🧭
در Chapter 2 با عنوان Defining “Methodological Capacity” in Sacred Texts، کتاب وارد بحث مفهومی میشود. این فصل یکی از مهمترین بخشهای اثر است، زیرا اگر مفهوم «ظرفیت روششناختی» بهدرستی تعریف نشود، کل استدلال کتاب مبهم خواهد ماند. در What Does Methodological Capacity Mean in Knowledge Production? نویسنده توضیح میدهد که منظور از این اصطلاح، توانایی یک متن مقدس در ارائه الگوهای هدایتگر برای تولید و ارزیابی دانش است. در Distinguishing Method from Interpretation in Qur’anic Studies، مرز میان روش و تفسیر روشن میشود؛ یعنی نویسنده نشان میدهد که هر فهمی از متن، الزاماً یک روش قابل انتقال تولید نمیکند. در The Difference Between Textual Guidance and Scientific Explanation نیز تأکید میشود که قرآن کارکردی متفاوت از علم تجربی دارد و نباید از آن انتظار تبیینهای علمی مستقیم داشت. سپس در Limits and Possibilities of Methodological Extraction from Revelation، هم امکانها و هم محدودیتهای استخراج روش از متن وحی بررسی میشود تا از افراط در ادعاها جلوگیری شود. در پایان، بخش Criteria for Identifying Genuine Qur’anic Methodologies معیارهایی به دست میدهد که بر اساس آنها میتوان تشخیص داد کدام الگوها واقعاً ریشه در متن دارند و کدامها حاصل تحمیل خوانشهای بیرونیاند. این فصل، ستون نظری کتاب است و از آن جهت اهمیت دارد که بحث را از کلیگویی خارج میکند. ⚖️📘
در Chapter 3 با عنوان The Qur’anic Epistemology of Knowledge and Inquiry، نویسنده به سراغ معرفتشناسی قرآنی میرود. این فصل بهخوبی نشان میدهد که قرآن، شناخت را امری چندمنبعی و چندسطحی میبیند. در Sources of Knowledge in the Qur’anic Worldview، از منابع مختلف معرفت سخن گفته میشود؛ از عقل و تجربه تا هدایت وحیانی. در Reason, Observation, and Experience in Qur’anic Discourse، جایگاه عقل، مشاهده و تجربه در گفتمان قرآنی مورد تأکید قرار میگیرد و نشان داده میشود که قرآن، انسان را به دیدن، اندیشیدن و آزمودن فرامیخواند. در بخش Certainty, Probability, and Open-Ended Knowledge، مراتب یقین و احتمال بررسی میشود؛ موضوعی که برای علوم مدرن، بهویژه در قلمرو نظریهپردازی و مدلسازی، اهمیت فراوان دارد. سپس در The Role of Questioning and Intellectual Responsibility، پرسشگری بهعنوان بخشی از مسئولیت فکری انسان معرفی میشود. در Knowledge as a Moral and Civilizational Project نیز دانش از سطح یک فعالیت صرفاً ابزاری فراتر میرود و بهمثابه پروژهای اخلاقی و تمدنی فهم میشود. این فصل از کتاب، پیوندی عمیق میان معرفت، اخلاق و تمدن برقرار میکند و از این جهت، یکی از غنیترین بخشهای اثر به شمار میآید. 🧠🌱
در Chapter 4 با عنوان Inductive and Reflective Reasoning in the Qur’an، بحث به حوزه استدلال و شیوههای تفکر کشیده میشود. در Patterns of Induction in Qur’anic Argumentation، نویسنده نشان میدهد که چگونه در ساختار استدلالهای قرآنی، میتوان ردپای نوعی استقراء را مشاهده کرد؛ حرکتی از جزئیات، نشانهها و نمونهها به سوی فهمی کلیتر. در Reflection on Nature as a Method of Knowing، طبیعت بهعنوان عرصهای برای شناخت مطرح میشود و تأمل در جهان هستی، جایگاهی روشمند پیدا میکند. در Repetition, Variation, and Cognitive Formation، تکرار و تنوع در بیان قرآنی نه صرفاً ویژگی بلاغی، بلکه عاملی در شکلگیری شناخت معرفی میشود. سپس در From Signs (Āyāt) to Structured Understanding، حرکت از مشاهده نشانهها به فهم ساختاریافته توضیح داده میشود؛ نکتهای که برای علوم دادهمحور و تحلیلی امروز نیز الهامبخش است. در Implications for Contemporary Scientific Reasoning، نویسنده این الگوها را با منطق استدلال علمی معاصر پیوند میزند. این فصل نشان میدهد که قرآن فقط دعوت به تفکر نمیکند، بلکه الگوهایی برای شکلگیری تفکر منظم و روشمند نیز در خود دارد. 🔍🌌
سرانجام، Chapter 5 با عنوان The Qur’an and the Management of Complexity، کتاب را به یکی از جذابترین و امروزیترین مباحث میرساند: پیچیدگی. در Complexity and Multilayered Meaning in Qur’anic Texts، نویسنده توضیح میدهد که متن قرآن خود دارای لایههای معنایی متعدد است و همین چندلایگی میتواند با واقعیت پیچیدهی مسائل علمی جدید همافق باشد. در Non-Linear Reasoning and Holistic Perspectives، از استدلال غیرخطی و نگرش کلنگر سخن گفته میشود؛ رویکردی که برای فهم نظامهای پیچیده ضروری است. در Integrating Ethical, Empirical, and Metaphysical Dimensions، کتاب بر این نکته تأکید میکند که علوم نوپدید فقط ابعاد تجربی ندارند، بلکه با مسائل اخلاقی و متافیزیکی نیز درگیرند. در Handling Uncertainty and Incomplete Knowledge، چگونگی مواجهه با عدم قطعیت و دانش ناقص بررسی میشود؛ موضوعی که امروزه در بسیاری از علوم، از پزشکی تا هوش مصنوعی، اهمیت بنیادین دارد. نهایتاً در Methodological Lessons for Complex Scientific Systems، نویسنده درسآموختههای روششناختی این بحث را برای نظامهای پیچیده علمی جمعبندی میکند. این فصل نشان میدهد که چرا کتاب حاضر، فقط یک اثر نظری نیست، بلکه میتواند برای حوزههایی مانند اخلاق فناوری، فلسفه علم، مطالعات سیستمها و پژوهشهای میانرشتهای نیز الهامبخش باشد. 🌐⚙️
در جمعبندی باید گفت که The Methodological Capacities of the Qur’an in Addressing Emerging Scientific Issues کتابی است که با وجود حجم نسبتاً کم خود، افقی گسترده و جدی را پیش روی خواننده میگشاید. این اثر، قرآن را نه در مقام جایگزین علم، بلکه در مقام منبعی برای استخراج منطق روششناختی، اصول معرفتی و افقهای اخلاقی در مواجهه با مسائل نوپدید علمی معرفی میکند. همین نگاه است که به کتاب، ارزشی فراتر از یک مطالعه موردی میبخشد. اگر در جستوجوی اثری هستید که بتواند پیوندی عمیق میان مطالعات قرآنی، فلسفه علم، معرفتشناسی و مسائل نوظهور علمی برقرار کند، این کتاب قطعاً یکی از گزینههای مهم و شایسته توجه خواهد بود. 🌟📚
کتاب حاضر به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه میتوان از «روششناسی» قرآن برای پاسخ به مسائل علمی نوپدید استفاده کرد. نویسنده، سیده زهرا موسوی تبار، معتقد است چارچوبهای کلاسیک در تفسیر قرآن، برای پاسخگویی به چالشهای پیچیده علوم مدرن کافی نیستند. هدف اصلی کتاب، پر کردن شکاف بین «متن مقدس» و «جهان دانشِ بهسرعت در حال تغییر» است تا قرآن بهعنوان متنی زنده و پویا دیده شود.
در فصل دوم، کتاب تبیین میکند که ظرفیت روششناختی به معنای توانایی استخراج ابزارها و قواعدی از متن قرآن برای «تولید دانش» است. نویسنده با دقت میان «تفسیر متن» و «روششناسی» تمایز قائل میشود. در واقع، این کتاب به دنبال این نیست که قرآن را یک کتاب درسی علوم (مانند فیزیک یا زیستشناسی) بداند، بلکه به دنبال کشف آن است که قرآن چه «راهکارهای فکری» و «متدولوژیهایی» برای تفکر علمی به ما میدهد.
بسیاری از آثار گذشته در حوزه «قرآن و علم»، گرفتار رویکرد «تطبیقگرایی» (Concordism) بودهاند؛ یعنی تلاش برای اثباتِ اینکه فلان کشف علمی، هزاران سال پیش در قرآن آمده است. این کتاب این رویکرد را به چالش میکشد و فراتر از آن، سعی دارد قرآن را در سطح «ساختار فکری» و «معرفتشناختی» با علم مرتبط کند. یعنی به جای تطبیق گزارهها، به دنبال پیوندِ «روشهای تفکر» در قرآن با «روشهای تحقیق» در علم است.
این کتاب یک منبع آکادمیک است و برای پژوهشگران علوم قرآن، متخصصان مطالعات میانرشتهای (Religion and Science)، دانشجویان تحصیلات تکمیلی فلسفه علم و الهیات اسلامی که به دنبال رویکردهای نوین در مواجهه با چالشهای علمیِ دنیای مدرن هستند، بسیار کاربردی و ضروری است.
فصل سوم به معرفتشناسی قرآنی میپردازد. نویسنده بررسی میکند که قرآن منابع دانش را چگونه تعریف میکند (مانند عقل، مشاهده و تجربه). کتاب به بررسی مفاهیمی مانند «یقین» و «ظن» در دیدگاه قرآنی میپردازد و تأکید میکند که در جهانبینی قرآن، «پرسشگری» یک مسئولیت فکری و «دانش» یک پروژه اخلاقی و تمدنی است، نه صرفاً یک ابزار مادی.
این کتاب تحلیل میکند که چگونه قرآن با استفاده از الگوهایی مانند «بازتاب در طبیعت»، «تکرار» و «تنوع»، ساختارهای شناختی مخاطب را شکل میدهد. نویسنده نشان میدهد که روشهای استقرایی و بازتابی در قرآن، فقط برای پندآموزی نیستند، بلکه الگوهایی برای «دستیابی به فهم ساختاریافته» از جهان ارائه میدهند که میتواند در روششناسی علمیِ امروزی نیز به کار گرفته شود.
فصل پنجم، نقطه اوج کتاب است. بسیاری از مسائل علمیِ نوپدید (مانند هوش مصنوعی، ژنتیک یا تغییرات اقلیمی) «پیچیده» و «چندلایه» هستند. نویسنده توضیح میدهد که چگونه قرآن با استفاده از «استدلالهای غیرخطی» و «نگاه جامعنگر (Holistic)»، به مدیریت عدم قطعیت و دانش ناقص میپردازد. این فصل درسهای روششناختی مهمی برای سیستمهای علمی پیچیده ارائه میدهد تا بتوانند میان ابعاد اخلاقی، تجربی و متافیزیکی تعادل برقرار کنند.
اگرچه کتاب مختصر است (۹۶ صفحه)، اما بسیار فشرده و دقیق نوشته شده است. نویسنده در این حجم کم، توانسته است از توصیفهای تکراری پرهیز کرده و مستقیماً به سراغ «روششناسی» (Methodology) برود. این کتاب برای کسی که نمیخواهد درگیر بحثهای طولانی و حاشیهای شود و به دنبال یک مدلِ عملیاتی و تحلیلی برای ارتباط «قرآن» و «مسائل نوپدید علمی» است، بهترین گزینه است.
مشخصات کتاب در یک نگاه:
| انتشارات | |
|---|---|
| شابک | 978-66–3000345-1 |
| تعداد صفحات | |
| سال انتشار |