۱,۰۷۰,۰۰۰ تومان
| انتشارات | |
|---|---|
| تعداد صفحات | |
| سال انتشار | |
| شابک | 978-613-8-96630-2 |

بیماریهای عصبی از پیچیدهترین اختلالات پزشکی محسوب میشوند؛ زیرا مغز و دستگاه عصبی از شبکهای گسترده و بهشدت سازمانیافته از سلولها، مولکولها و ارتباطات زیستی تشکیل شدهاند. درمان بسیاری از بیماریهای عصبی نیز به دلیل وجود موانعی مانند سد خونی ـ مغزی، ناهمگونی بیماریها و محدودیت دسترسی برخی داروها به بافت عصبی، با چالشهای جدی همراه است.
در سالهای اخیر، نانوفناوری در علوم اعصاب به عنوان یکی از حوزههای میانرشتهای مهم مورد توجه قرار گرفته است. فناوری نانو میتواند امکان طراحی حاملهای دارویی، سامانههای تشخیصی و ابزارهای مولکولی با ویژگیهای کنترلشده را فراهم کند و به توسعه رویکردهای جدید در درمان بیماریهای عصبی کمک کند.
کتاب Neuroscience and Nanotechnology: Novel Molecular Strategies in the Treatment of Neurological Diseases نوشته تارا رخشان و امیرحسین مهدیان دهکردی به بررسی پیوند میان علوم اعصاب و نانوفناوری و راهبردهای مولکولی نوین در درمان بیماریهای عصبی میپردازد. این کتاب در سال ۱۴۰۴ توسط انتشارات SCHOLARS’ PRESS در ۱۰۷ صفحه منتشر شده است.
دستگاه عصبی مرکزی ویژگیهایی دارد که درمان آن را نسبت به بسیاری از بیماریهای سایر اندامها پیچیدهتر میکند. ساختار پیچیده مغز، حساسیت نورونها و محدودیت انتقال بسیاری از مواد از جریان خون به بافت مغز، از عوامل مهم این دشواری هستند.
یکی از مهمترین موانع، سد خونی ـ مغزی است. این ساختار از ورود بسیاری از مولکولها به محیط عصبی جلوگیری میکند و در شرایط طبیعی نقش محافظتی دارد؛ اما همین ویژگی میتواند رساندن برخی داروها به مغز را دشوار کند.
نانوفناوری امکان طراحی ساختارهایی در مقیاس نانو را فراهم میکند که میتوانند ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاصی داشته باشند. در پزشکی، این ساختارها برای اهداف مختلفی مانند انتقال دارو، تصویربرداری و تشخیص زیستی مورد مطالعه قرار گرفتهاند.
در حوزه علوم اعصاب، یکی از جذابترین کاربردها، طراحی سامانههای دارورسانی نانویی است. این سامانهها با هدف بهبود ویژگیهایی مانند پایداری دارو، رسانش هدفمند یا کنترل آزادسازی ماده دارویی بررسی میشوند.
دارورسانی به مغز یکی از چالشهای اصلی درمان بیماریهای عصبی است. یک حامل نانویی مناسب میتواند در شرایط مشخص، دارو را در برابر تخریب محافظت کند و ویژگیهای انتقال آن را بهبود دهد.
برخی انواع نانوحاملها که در پژوهشهای زیستپزشکی مورد بررسی قرار گرفتهاند شامل:
هر یک از این سامانهها ویژگیها، مزایا و محدودیتهای خاص خود را دارند.
رویکردهای جدید درمانی فقط بر رساندن یک دارو به مغز تمرکز ندارند. پژوهشگران تلاش میکنند در سطح مولکولی، مسیرهای زیستی مرتبط با بیماری را شناسایی و هدفگیری کنند.
این رویکرد میتواند شامل تنظیم بیان ژن، انتقال مولکولهای زیستی، هدفگیری گیرندههای خاص یا استفاده از حاملهای مهندسیشده باشد.
فناوری نانو در مطالعات مربوط به بیماریهای مختلف دستگاه عصبی بررسی شده است. بیماریهای نورودژنراتیو، اختلالات عصبی ـ التهابی، برخی تومورهای مغزی و آسیبهای عصبی از جمله حوزههایی هستند که پژوهشهای نانویی در آنها مورد توجه قرار گرفتهاند.
هدف اصلی این مطالعات، بسته به بیماری و فناوری مورد استفاده، میتواند افزایش رسانش دارو، کاهش عوارض جانبی، تشخیص زودتر یا بهبود اثربخشی درمان باشد.
ترکیب علوم اعصاب، زیستشناسی مولکولی، مهندسی مواد و فناوری نانو میتواند زمینه را برای توسعه روشهای درمانی جدید فراهم کند. با این حال، انتقال یک فناوری از مرحله آزمایشگاهی به کاربرد بالینی نیازمند بررسی دقیق ایمنی، سمیت، پایداری، زیستسازگاری و اثربخشی است.
بنابراین، نانوفناوری را باید یک حوزه پژوهشی در حال توسعه دانست، نه راهحلی قطعی برای تمام بیماریهای عصبی.
کتاب Neuroscience and Nanotechnology: Novel Molecular Strategies in the Treatment of Neurological Diseases با تمرکز بر راهبردهای مولکولی نوین، ارتباط میان علوم اعصاب و فناوری نانو را بررسی میکند.
این اثر ۱۰۷ صفحه دارد، در سال ۱۴۰۴ منتشر شده و شابک آن 978-613-8-96630-2 است.
نانوفناوری چگونه میتواند به درمان بیماریهای عصبی کمک کند؟
یکی از مهمترین کاربردهای آن، توسعه سامانههای دارورسانی و حاملهایی است که میتوانند انتقال مواد درمانی به بافت عصبی را بهبود دهند.
سد خونی ـ مغزی چیست؟
ساختاری محافظتی است که ورود بسیاری از مواد موجود در خون به بافت مغز را محدود میکند و یکی از چالشهای مهم دارورسانی به سیستم عصبی مرکزی محسوب میشود.
آیا تمام درمانهای نانویی بیماریهای عصبی وارد مرحله بالینی شدهاند؟
خیر. بسیاری از راهکارهای نانویی همچنان در مراحل آزمایشگاهی و پژوهشی قرار دارند.
پیوند علوم اعصاب و نانوفناوری یکی از زمینههای مهم پژوهش در پزشکی نوین است. طراحی نانوحاملها و راهبردهای مولکولی هدفمند میتواند فرصتهایی برای بهبود تشخیص و درمان بیماریهای عصبی ایجاد کند.
کتاب Neuroscience and Nanotechnology نوشته تارا رخشان و امیرحسین مهدیان دهکردی، منبعی تخصصی برای مطالعه این حوزه میانرشتهای است و میتواند برای دانشجویان و پژوهشگران علوم اعصاب، نانوفناوری، زیستشناسی و علوم پزشکی مورد توجه قرار گیرد.
رساندن دارو به مغز یکی از مسائل مهم در پزشکی و علوم دارویی است. بسیاری از ترکیبات درمانی به دلیل ویژگیهای مولکولی خود نمیتوانند به میزان کافی از سد خونی ـ مغزی عبور کنند. همین مسئله موجب شده است که توسعه روشهای جدید دارورسانی به سیستم عصبی مرکزی، به یکی از حوزههای فعال پژوهشی تبدیل شود.
نانوفناوری در دارورسانی مغزی با طراحی حاملهایی در ابعاد بسیار کوچک، رویکردی متفاوت برای حل بخشی از این چالش ارائه میدهد. نانوحاملها میتوانند با مهندسی ویژگیهای سطحی و شیمیایی خود برای انتقال ترکیبات مختلف مورد مطالعه قرار گیرند.
نانوحامل ساختاری در مقیاس نانو است که میتواند برای حمل، محافظت یا آزادسازی یک ماده فعال مورد استفاده قرار گیرد. هدف از طراحی این سامانهها میتواند افزایش پایداری دارو، کنترل آزادسازی یا بهبود رسانش آن به بافت هدف باشد.
ساختار نانوحامل بسته به کاربرد میتواند از پلیمرها، لیپیدها، مواد معدنی یا ترکیبی از چند ماده ساخته شود.
سد خونی ـ مغزی مانند یک فیلتر زیستی پیچیده عمل میکند. این سد برای حفاظت از محیط حساس مغز ضروری است، اما در بسیاری از موارد انتقال دارو از خون به بافت عصبی را محدود میکند.
از این رو، طراحی یک سامانه دارورسانی مناسب باید میان دو هدف تعادل برقرار کند: حفظ عملکرد محافظتی سد و ایجاد امکان دسترسی درمانی به بافت هدف.
نانوحاملها انواع مختلفی دارند و انتخاب آنها به نوع دارو و هدف درمانی بستگی دارد.
لیپوزومها:
ساختارهایی بر پایه دولایههای لیپیدی هستند و برای انتقال برخی ترکیبات مورد مطالعه قرار گرفتهاند.
نانوذرات پلیمری:
میتوانند برای کنترل آزادسازی مواد و تنظیم ویژگیهای انتقال استفاده شوند.
نانوذرات لیپیدی:
در سامانههای دارورسانی و انتقال برخی مولکولهای زیستی مورد توجه قرار دارند.
نانوذرات معدنی:
برخی مواد معدنی در حوزه تصویربرداری، تشخیص و دارورسانی مورد مطالعه قرار گرفتهاند.
یکی از مفاهیم مهم در دارورسانی نانویی، هدفگیری است. در این رویکرد تلاش میشود حامل به شکلی طراحی شود که احتمال تجمع یا تعامل آن با سلولها یا بافتهای مورد نظر افزایش پیدا کند.
هدفگیری میتواند به صورت غیرفعال یا فعال مورد بررسی قرار گیرد و انتخاب روش مناسب به ویژگیهای بیماری و سامانه طراحیشده وابسته است.
رهاسازی سریع یک ماده دارویی همیشه مطلوب نیست. برخی درمانها به آزادسازی تدریجی نیاز دارند تا غلظت ماده فعال برای مدت مناسبتری حفظ شود.
برخی نانوحاملها میتوانند به گونهای طراحی شوند که ماده دارویی را در پاسخ به شرایط خاص آزاد کنند. این ویژگی یکی از موضوعات مهم در طراحی سامانههای دارورسانی پیشرفته است.
بیماریهای نورودژنراتیو مانند آلزایمر و پارکینسون با تغییرات پیچیده سلولی و مولکولی همراه هستند. درمان این بیماریها به دلیل چندعاملی بودن فرایندهای بیماریزا دشوار است.
نانوفناوری میتواند در مطالعات مربوط به این بیماریها برای انتقال داروها، مولکولهای زیستی و حتی برخی راهبردهای تشخیصی مورد بررسی قرار گیرد.
با این حال، اثربخشی هر سامانه باید برای بیماری و هدف مشخص به صورت جداگانه ارزیابی شود.
از جمله اهداف پژوهش در این حوزه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
این مزایا بالقوه هستند و میزان موفقیت آنها به طراحی و شرایط هر سامانه بستگی دارد.
سمیت احتمالی، تجمع نانوذرات، پاسخ ایمنی، زیستتخریبپذیری و دشواری تولید در مقیاس صنعتی از جمله چالشهای مهم این حوزه هستند.
همچنین یک سامانه نانویی باید علاوه بر عملکرد مناسب، از نظر ایمنی و سازگاری زیستی نیز ارزیابی شود.
کتاب Neuroscience and Nanotechnology: Novel Molecular Strategies in the Treatment of Neurological Diseases اثر تارا رخشان و امیرحسین مهدیان دهکردی، به بررسی راهبردهای مولکولی و نقش نانوفناوری در درمان بیماریهای عصبی اختصاص دارد.
این کتاب ۱۰۷ صفحهای توسط SCHOLARS’ PRESS در سال ۱۴۰۴ منتشر شده است.
نانوحامل دارویی چیست؟
ساختاری در مقیاس نانو است که برای انتقال، محافظت یا آزادسازی کنترلشده یک ماده درمانی طراحی میشود.
آیا نانوحاملها میتوانند از سد خونی ـ مغزی عبور کنند؟
برخی سامانهها برای بهبود رسانش به سیستم عصبی مرکزی طراحی و مطالعه شدهاند، اما میزان موفقیت به ساختار نانوحامل و شرایط زیستی بستگی دارد.
مهمترین چالش دارورسانی نانویی به مغز چیست؟
دستیابی همزمان به رسانش مؤثر، هدفگیری مناسب و ایمنی کافی از مهمترین چالشهای این حوزه است.
نانوفناوری با ارائه امکان طراحی نانوحاملهای مختلف، چشماندازهای جدیدی برای دارورسانی به مغز ایجاد کرده است. با وجود ظرفیتهای پژوهشی قابل توجه، ارزیابی ایمنی و اثربخشی این فناوریها همچنان بخش اساسی مسیر توسعه آنها محسوب میشود.
کتاب Neuroscience and Nanotechnology برای مطالعه ارتباط میان فناوری نانو، دارورسانی مغزی و راهبردهای نوین درمان بیماریهای عصبی، اثری تخصصی و میانرشتهای محسوب میشود.
بیماریهای نورودژنراتیو گروهی از اختلالات پیچیده هستند که با آسیب یا از دست رفتن تدریجی عملکرد نورونها ارتباط دارند. آلزایمر، پارکینسون و برخی بیماریهای عصبی دیگر در این گروه قرار میگیرند. پیچیدگی سازوکارهای مولکولی و سلولی این بیماریها باعث شده است که توسعه درمانهای مؤثر همچنان یک چالش مهم علمی باشد.
در این میان، نانوفناوری و علوم اعصاب در نقطه تلاقی دو حوزه علمی قرار گرفتهاند که میتوانند زمینه را برای طراحی راهبردهای جدید درمانی فراهم کنند.
این بیماریها معمولاً یک علت منفرد ندارند. مجموعهای از فرایندهای سلولی و مولکولی مانند اختلال عملکرد نورونها، تغییرات پروتئینی، التهاب عصبی و استرس اکسیداتیو میتوانند در روند بیماری نقش داشته باشند.
به همین دلیل، درمان مؤثر ممکن است به هدفگیری همزمان یا مرحلهای چند مسیر نیاز داشته باشد.
هدفگیری مولکولی به معنای طراحی رویکرد درمانی برای اثرگذاری بر یک مولکول، گیرنده یا مسیر زیستی مشخص است. این رویکرد میتواند دقت درمان را افزایش دهد، مشروط بر اینکه هدف مولکولی به درستی شناسایی شده باشد.
نانوفناوری میتواند در این فرایند نقش حامل را ایفا کند و انتقال برخی مواد فعال را به محل مورد نظر تسهیل کند.
التهاب عصبی یکی از فرایندهایی است که در برخی بیماریهای عصبی مورد مطالعه قرار گرفته است. تعدیل التهاب میتواند یکی از اهداف پژوهشی در برخی رویکردهای درمانی باشد.
برخی سامانههای نانویی برای انتقال ترکیباتی که بر مسیرهای التهابی اثر میگذارند، مورد مطالعه قرار گرفتهاند. با این حال، رابطه میان التهاب و بیماری بسته به نوع اختلال متفاوت است و نباید یک راهکار واحد را برای همه بیماریهای عصبی در نظر گرفت.
استرس اکسیداتیو نیز یکی از فرایندهای مورد مطالعه در بیماریهای نورودژنراتیو است. افزایش گونههای فعال اکسیژن و اختلال در سیستمهای دفاع آنتیاکسیدانی میتواند به سلولها آسیب وارد کند.
نانوساختارها میتوانند در برخی پژوهشها به عنوان حامل ترکیبات فعال یا سامانههای مهندسیشده برای مقابله با فرایندهای سلولی مورد بررسی قرار گیرند.
در بیماری آلزایمر، تغییرات پروتئینی و آسیبهای عصبی از موضوعات مهم پژوهشی هستند. فناوری نانو میتواند در زمینههایی مانند انتقال دارو، تصویربرداری و طراحی سامانههای تشخیصی مورد بررسی قرار گیرد.
هدف این پژوهشها لزوماً ایجاد یک درمان واحد نیست، بلکه توسعه ابزارهایی برای تشخیص بهتر یا رسانش مؤثرتر عوامل درمانی است.
پارکینسون نیز یک بیماری پیچیده عصبی است که با اختلال عملکرد نورونهای خاصی در مغز ارتباط دارد. محدودیت انتقال دارو به مغز یکی از عواملی است که توجه به سامانههای دارورسانی جدید را افزایش داده است.
نانوحاملها میتوانند برای بررسی امکان انتقال ترکیبات مختلف و بهبود ویژگیهای دارورسانی مورد مطالعه قرار گیرند.
توسعه درمانهای نانویی برای بیماریهای عصبی به یک رشته علمی محدود نمیشود. متخصصان علوم اعصاب، داروسازی، شیمی، مهندسی مواد، زیستشناسی مولکولی و مهندسی پزشکی میتوانند در طراحی چنین سامانههایی نقش داشته باشند.
همین ماهیت میانرشتهای، یکی از ویژگیهای مهم این حوزه پژوهشی محسوب میشود.
آینده درمان بیماریهای عصبی احتمالاً به سمت درمانهای دقیقتر و شخصیسازیشدهتر حرکت خواهد کرد. در چنین رویکردی، مشخصات مولکولی و زیستی هر بیماری و هر بیمار اهمیت بیشتری پیدا میکند.
نانوفناوری میتواند یکی از ابزارهای این مسیر باشد، اما توسعه بالینی آن به مطالعات دقیق و شواهد کافی نیاز دارد.
کتاب Neuroscience and Nanotechnology: Novel Molecular Strategies in the Treatment of Neurological Diseases نوشته تارا رخشان و امیرحسین مهدیان دهکردی، به بررسی راهبردهای مولکولی جدید در درمان بیماریهای عصبی با تمرکز بر نانوفناوری میپردازد.
این کتاب ۱۰۷ صفحه دارد و در سال ۱۴۰۴ توسط SCHOLARS’ PRESS منتشر شده است.
آیا نانوفناوری میتواند بیماریهای نورودژنراتیو را درمان کند؟
نانوفناوری یک حوزه پژوهشی با ظرفیتهای بالقوه برای دارورسانی و تشخیص است، اما همه کاربردهای آن به درمان قطعی بیماریهای نورودژنراتیو منجر نشدهاند.
نانوفناوری چه ارتباطی با هدفگیری مولکولی دارد؟
نانوحاملها میتوانند برای انتقال مواد فعال به محیط یا سلولهای مورد نظر طراحی شوند و از این طریق در راهبردهای هدفگیری مولکولی مورد مطالعه قرار گیرند.
چرا درمان بیماریهای نورودژنراتیو دشوار است؟
این بیماریها معمولاً چندعاملی و پیچیده هستند و مجموعهای از فرایندهای سلولی و مولکولی در آنها نقش دارد.
ترکیب نانوفناوری و علوم اعصاب میتواند راهکارهای جدیدی برای مقابله با برخی چالشهای درمان بیماریهای نورودژنراتیو ایجاد کند. دارورسانی هدفمند، انتقال ترکیبات زیستفعال و ابزارهای تشخیصی از جمله زمینههای مورد مطالعه هستند.
کتاب تارا رخشان و امیرحسین مهدیان دهکردی، با تمرکز بر راهبردهای مولکولی و کاربرد نانوفناوری، برای دانشجویان و پژوهشگران علاقهمند به آینده درمان بیماریهای عصبی قابل توجه است.
پیشرفت پزشکی در دهههای اخیر تا حد زیادی به توانایی دانشمندان در مشاهده و دستکاری فرایندهای زیستی در مقیاسهای کوچک وابسته بوده است. در علوم اعصاب، این مسئله اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا بسیاری از فرایندهای مرتبط با عملکرد و بیماری مغز در سطح سلولی و مولکولی رخ میدهند.
نانوفناوری در پزشکی اعصاب با فراهمکردن امکان طراحی ساختارهایی در مقیاس نانو، ابزارهایی برای مطالعه و مداخله در برخی فرایندهای زیستی ارائه کرده است. این فناوری میتواند در دارورسانی، تشخیص، تصویربرداری و توسعه راهبردهای درمانی جدید مورد استفاده پژوهشی قرار گیرد.
پزشکی دقیق بر انتخاب روش درمانی بر اساس ویژگیهای زیستی و مولکولی بیماری تأکید دارد. در این چارچوب، فناوری نانو میتواند امکان طراحی حاملها یا ابزارهایی را فراهم کند که برای هدف مشخصی مهندسی شدهاند.
این رویکرد میتواند به جای استفاده از یک راهکار عمومی، به سمت درمانهای دقیقتر حرکت کند.
کاربرد نانوفناوری فقط به درمان محدود نمیشود. برخی نانوساختارها برای توسعه روشهای تشخیصی و تصویربرداری نیز مورد مطالعه قرار گرفتهاند.
هدف میتواند افزایش حساسیت تشخیص، شناسایی مولکولهای زیستی یا بهبود ویژگیهای تصویربرداری باشد. توسعه چنین فناوریهایی ممکن است به تشخیص زودتر برخی بیماریها کمک کند.
یکی از حوزههای جذاب نانوفناوری، انتقال مولکولهایی مانند اسیدهای نوکلئیک، پروتئینها یا سایر ترکیبات زیستی است. این مولکولها ممکن است برای برخی کاربردهای درمانی اهمیت داشته باشند، اما انتقال آنها به سلول یا بافت هدف دشوار است.
طراحی نانوحامل میتواند یکی از راهکارهای مورد بررسی برای حل این مسئله باشد.
سد خونی ـ مغزی یکی از مهمترین موضوعات در دارورسانی عصبی است. برخی راهبردهای نانویی تلاش میکنند با مهندسی ویژگیهای فیزیکی و سطحی حامل، رسانش ترکیبات به سیستم عصبی مرکزی را بهبود دهند.
با وجود پیشرفتهای پژوهشی، عبور مؤثر و ایمن از این سد همچنان یک مسئله پیچیده علمی است.
هر فناوری نانویی که برای کاربرد پزشکی طراحی میشود باید از نظر زیستسازگاری مورد بررسی قرار گیرد. اندازه، شکل، ترکیب شیمیایی، بار سطحی و قابلیت تجزیه نانوذرات میتواند بر نحوه تعامل آنها با بدن اثر بگذارد.
بنابراین، موفقیت یک سامانه نانویی تنها به توانایی آن در انتقال دارو وابسته نیست؛ ایمنی نیز جزء اساسی طراحی آن است.
تبدیل یک ایده نانویی به محصول پزشکی فرایندی طولانی است. تولید پایدار و قابل تکرار، کنترل کیفیت، ارزیابی سمیت، مطالعات پیشبالینی و آزمایشهای بالینی از مراحل مهم این مسیر هستند.
همچنین فناوری باید از نظر اقتصادی و امکان تولید در مقیاس مناسب نیز قابل بررسی باشد.
نانوفناوری عصبی در مرز چند رشته علمی قرار دارد. یک پروژه موفق ممکن است به دانش علوم اعصاب برای شناسایی هدف، دانش شیمی برای طراحی ماده، مهندسی مواد برای ساخت نانوحامل و علوم دارویی برای ارزیابی دارورسانی نیاز داشته باشد.
همین همکاری میانرشتهای میتواند سرعت توسعه فناوریهای جدید را افزایش دهد.
حرکت به سمت درمانهای هدفمند، دارورسانی هوشمند و تشخیص زودهنگام، یکی از مسیرهای مهم پژوهش در پزشکی اعصاب است. نانوفناوری میتواند در هر یک از این حوزهها نقش داشته باشد.
با توسعه بیشتر فناوری و افزایش شواهد علمی، امکان استفاده گستردهتر از برخی سامانههای نانویی در پزشکی فراهم خواهد شد؛ البته با رعایت الزامات دقیق ایمنی و اثربخشی.
کتاب Neuroscience and Nanotechnology: Novel Molecular Strategies in the Treatment of Neurological Diseases اثر تارا رخشان و امیرحسین مهدیان دهکردی، به موضوعی میانرشتهای در مرز علوم اعصاب، فناوری نانو و پزشکی میپردازد.
این اثر در ۱۰۷ صفحه و در سال ۱۴۰۴ توسط SCHOLARS’ PRESS منتشر شده و شابک آن 978-613-8-96630-2 است.
فناوری نانو در پزشکی اعصاب چه کاربردهایی دارد؟
دارورسانی، تشخیص، تصویربرداری و انتقال برخی مولکولهای زیستی از جمله حوزههای پژوهشی آن هستند.
آیا نانوفناوری جایگزین درمانهای فعلی بیماریهای عصبی میشود؟
خیر. نانوفناوری بیشتر به عنوان یک حوزه در حال توسعه برای ایجاد یا بهبود برخی روشهای تشخیصی و درمانی مطرح است.
مهمترین مانع توسعه دارورسانی نانویی به مغز چیست؟
عبور ایمن و مؤثر از سد خونی ـ مغزی، در کنار حفظ زیستسازگاری و اثربخشی، یکی از چالشهای مهم این حوزه است.
نویسندگان کتاب چه کسانی هستند؟
تارا رخشان و امیرحسین مهدیان دهکردی نویسندگان کتاب هستند.
نانوفناوری میتواند یکی از فناوریهای اثرگذار در آینده پزشکی اعصاب باشد. توانایی طراحی نانوحاملها و ابزارهای مولکولی، فرصتهایی برای بهبود دارورسانی، تشخیص و هدفگیری زیستی ایجاد کرده است.
کتاب Neuroscience and Nanotechnology: Novel Molecular Strategies in the Treatment of Neurological Diseases با بررسی ارتباط علوم اعصاب و فناوری نانو، برای دانشجویان، پژوهشگران و متخصصان علاقهمند به درمانهای نوین بیماریهای عصبی، نانوفناوری پزشکی و راهبردهای مولکولی، گزینهای مناسب برای مطالعه است.
| انتشارات | |
|---|---|
| تعداد صفحات | |
| سال انتشار | |
| شابک | 978-613-8-96630-2 |