۸۷۳,۰۰۰ تومان
در انبار موجود نمی باشد
کتاب توهمی به نام عشق نوشتهی مهدی افشار، اثری تحلیلی، عمیق و چالشبرانگیز است که در سال ۱۴۰۴ توسط انتشارات هورین منتشر شده است. این کتاب با ۱۹۵ صفحه و شابک 978-622-126-106-2، تلاش میکند یکی از آشناترین و درعینحال مبهمترین مفاهیم زندگی انسانی را از نو مورد پرسش قرار دهد: عشق. ❤️🩹
عنوان کتاب، «توهمی به نام عشق»، بهتنهایی موضع نویسنده را روشن میکند. افشار از همان ابتدا مخاطب را با این پرسش روبهرو میسازد که آیا آنچه ما عشق مینامیم، حقیقتی اصیل و انسانی است یا روایتی ساختهشده از دل تاریخ، فرهنگ، روان و قدرت؟ زیرعنوان کتاب، «خوانشی انتقادی از تجربهای که همه فکر میکنیم میشناسیم»، نشان میدهد که قرار نیست با یک متن احساسی یا توصیهمحور روبهرو باشیم، بلکه با اثری مواجهایم که میخواهد باورهای بدیهی ما را به چالش بکشد. 🧠✨
در مقدمه، نویسنده زمینهی فکری کتاب را ترسیم میکند و توضیح میدهد چرا عشق، با وجود حضور پررنگش در زندگی انسان، کمتر بهصورت انتقادی بررسی شده است. او به این نکته اشاره میکند که عشق اغلب مقدس، دستنیافتنی و فراتر از نقد معرفی میشود، درحالیکه همین تقدس، میتواند مانعی برای شناخت واقعیتهای روانی و اجتماعی آن باشد. این مقدمه، خواننده را آماده میکند تا با ذهنی باز وارد فصلهای بعدی شود. 📖
فصل اول با عنوان «عشق در فلسفه و ادبیات» به ریشههای فکری و روایی عشق میپردازد. در بخش فلسفه، دیدگاههای مختلف درباره عشق بررسی میشوند؛ از عشق بهعنوان میل به کمال گرفته تا عشقی که رنج، فقدان و ناتمامی را در دل خود دارد. نویسنده نشان میدهد که چگونه فیلسوفان، عشق را نه صرفاً یک احساس، بلکه پدیدهای وجودی دانستهاند. 🤔
در ادامه، عشق در ادبیات مورد واکاوی قرار میگیرد؛ جایی که عشق بیش از هر حوزهی دیگری تجلی یافته است. از روایتهای تراژیک گرفته تا داستانهای رمانتیک، ادبیات نقش بزرگی در شکلدادن به تصور جمعی ما از عشق داشته است. افشار با نگاهی انتقادی نشان میدهد که چگونه این بازنماییها، گاه تصویری غیرواقعی و دستنیافتنی از عشق ساختهاند؛ تصویری که میتواند زمینهساز سرخوردگی در زندگی واقعی شود. 📜💔
فصل دوم کتاب وارد حوزه روانشناسی میشود و عشق را بهعنوان یک نیاز و واکنش روانی بررسی میکند. در این فصل، نویسنده میان «محبت» و «عشق» تمایز قائل میشود و نشان میدهد که بسیاری از آنچه عشق نامیده میشود، در واقع ترکیبی از وابستگی، ترس از تنهایی و نیاز به تأیید است. این نگاه، به خواننده کمک میکند تا احساسات خود را دقیقتر بشناسد و آنها را بدون افسانهسازی تحلیل کند. 🧠❤️
بررسی عشق از منظر علوم اعصاب، یکی از بخشهای جذاب این فصل است. افشار توضیح میدهد که چگونه هورمونها و واکنشهای شیمیایی مغز در تجربه عشق نقش دارند و چرا این تجربه میتواند هم لذتبخش و هم اعتیادآور باشد. این تحلیل علمی، عشق را از جایگاه رازآلود و ماورایی پایین میآورد و آن را به پدیدهای قابل فهمتر تبدیل میکند. ⚙️🧪
فصل سوم به ریشههای عشق در کودکی و گذشته روانی فرد میپردازد. نظریه دلبستگی و الگوهای عاطفی، نقش مهمی در این فصل دارند. نویسنده نشان میدهد که چگونه تجربههای اولیه ما با والدین و مراقبان، الگوهای عاشقانهمان را در بزرگسالی شکل میدهند. زخمهای دوران کودکی، ناخودآگاه و خودپنداره، همگی عواملی هستند که انتخابهای عاطفی ما را تحت تأثیر قرار میدهند. 👶➡️🧑
در این فصل، عشق دیگر یک انتخاب آزادانه و رمانتیک صرف نیست، بلکه بازتابی از گذشتهی روانی فرد است. این نگاه میتواند برای بسیاری از خوانندگان روشنگر و حتی تکاندهنده باشد، زیرا مسئولیت روابط عاشقانه را از «سرنوشت» به «خودشناسی» منتقل میکند. 🔍
فصل چهارم، عشق را در بستر جامعه و فرهنگ بررسی میکند. تأثیر جامعه بر عشق در طول تاریخ، نقش دین، سیاست و رسانهها در شکلدهی به مفهوم عشق، از محورهای اصلی این فصل هستند. نویسنده نشان میدهد که عشق چگونه میتواند به ابزاری برای کنترل، انسجام اجتماعی یا حتی قدرت سیاسی تبدیل شود. 📺⚖️
اما نقطه اوج کتاب، فصل پنجم با عنوان «توهم عشق: نقدی جامع بر ناسالمی ذات عشق» است. در این فصل، انواع عشقها بهصورت انتقادی بررسی میشوند: عشق رمانتیک، عشق دینی، عشق میان والدین و فرزندان، عشق در سیاست و حتی عشق به خویشتن. افشار با جسارت، پرسشهایی را مطرح میکند که معمولاً کمتر کسی جرأت بیان آنها را دارد؛ آیا عشق همیشه سالم است؟ آیا میتواند مخرب باشد؟ و آیا گاهی عشق، پوششی برای سلطه و وابستگی نیست؟ 🔥
در فصل پایانی، نویسنده به جمعبندی میرسد و این پرسش بنیادین را مطرح میکند: عشق، حقیقت است یا توهم؟ افسانهای زیبا یا دروغی تاریخی؟ پاسخ کتاب ساده و قطعی نیست، اما خواننده را به تفکر عمیق و بازنگری در باورهایش دعوت میکند. 🌱
«کتاب توهمی به نام عشق» اثری است برای کسانی که میخواهند فراتر از کلیشهها بیندیشند، احساسات خود را آگاهانهتر تجربه کنند و از اسطورهسازی بیچونوچرا درباره عشق فاصله بگیرند. کتابی که شاید پاسخ نهایی ندهد، اما سؤالهای درستی مطرح میکند؛ و گاهی همین، بزرگترین ارزش یک کتاب است. 📚✨
کتاب توهمی به نام عشق اثری تحلیلی، انتقادی و چندلایه است که مفهوم عشق را از زاویهای متفاوت بررسی میکند. این کتاب تلاش میکند نشان دهد آنچه بسیاری از ما عشق مینامیم، در موارد زیادی حاصل توهم، نیازهای روانی حلنشده، الگوهای ناخودآگاه و ساختارهای فرهنگی است، نه یک حقیقت ناب و مستقل ❤️🔥🧩.
ایده محوری کتاب این است که «عشق» برخلاف تصور رایج، همیشه پدیدهای سالم، رهاییبخش یا مقدس نیست. نویسنده با نگاهی نقادانه، عشق را بهعنوان تجربهای بررسی میکند که میتواند:
باشد ⚖️💔.
واژه «توهم» به این معنا نیست که عشق وجود ندارد، بلکه به این اشاره دارد که انسانها اغلب تصویر ذهنی، آرمانی و ساختهشدهای از عشق دارند که با واقعیت روانی و انسانی آن فاصله دارد. کتاب نشان میدهد بسیاری از رنجهای عاطفی، از همین شکاف میان خیال و واقعیت ناشی میشود 🌫️❤️.
مقدمه، نقشه راه کتاب است. در این بخش، نویسنده توضیح میدهد چرا عشق باید دوباره و بدون تقدسسازی افراطی بررسی شود. مقدمه ذهن خواننده را آماده میکند تا با نگاهی پرسشگر و نه احساسمحور، وارد فصلها شود 🧭📖.
فصل اول با عنوان «عشق در فلسفه و ادبیات» به ریشههای فکری و تاریخی عشق میپردازد. در این فصل نشان داده میشود که برداشت ما از عشق، تا چه اندازه متأثر از فیلسوفان، شاعران و روایتهای ادبی است 📜✨.
در بخش «عشق در فلسفه»، دیدگاههای فلسفی مختلف درباره عشق تحلیل میشود؛ از عشق بهعنوان میل، فقدان، نیاز یا ابزار معنابخشی به زندگی. این بخش نشان میدهد که حتی در فلسفه نیز عشق مفهومی یکدست و ثابت نبوده است 🏛️🤔.
ادبیات یکی از اصلیترین سازندگان تصویر رمانتیک عشق است. کتاب توضیح میدهد که داستانها، شعرها و روایتهای عاشقانه، عشق را اغلب بهصورت فداکاری مطلق، رنج مقدس یا نجاتبخش ابدی تصویر کردهاند؛ تصویری که همیشه با واقعیت روان انسان سازگار نیست 📚💌.
خیر. هدف کتاب نفی عشق نیست، بلکه بازتعریف آن است. نویسنده تلاش میکند عشق را از لایههای اسطورهای، کلیشهای و تحمیلی جدا کند تا امکان تجربهای آگاهانهتر و سالمتر فراهم شود 🔍❤️.
فصل دوم با عنوان «عشق در روانشناسی» عشق را از منظر علمی و روانشناختی بررسی میکند. در این فصل، عشق بهعنوان یک نیاز، واکنش روانی و پدیده عصبی تحلیل میشود 🧠📊.
کتاب نشان میدهد که بسیاری از تجربههای عاشقانه، پاسخی به نیازهایی مانند:
هستند، نه الزاماً پیوندی عمیق و آگاهانه با دیگری 🤝🫀.
در بخش «محبت در مقابل عشق»، نویسنده تفاوت میان دلبستگی آرام، پایدار و مسئولانه با عشقهای هیجانی، وابسته و پرنوسان را بررسی میکند. این بخش به خواننده کمک میکند مرز میان احساس سالم و وابستگی ناسالم را تشخیص دهد 💞⚠️.
کتاب با استناد به علوم اعصاب توضیح میدهد که عشق تا حد زیادی با ترشح هورمونها و فعالیتهای شیمیایی مغز مرتبط است. این نگاه علمی، تصویر شاعرانه و رازآلود عشق را به چالش میکشد 🧬🧪.
فصل سوم با تمرکز بر کودکی و گذشته روانی فرد نشان میدهد که الگوهای عاشقانه بزرگسالی، اغلب بازتاب تجربههای اولیه دلبستگی هستند 👶➡️❤️.
نظریه دلبستگی توضیح میدهد که سبکهای ارتباطی ما در کودکی، مستقیماً بر نوع رابطه عاشقانهمان در بزرگسالی اثر میگذارند. کتاب این پیوند را با مثالها و تحلیلهای روانشناختی روشن میکند 🔗🧠.
کتاب نشان میدهد که زخمهای عاطفی حلنشده، میتوانند باعث انتخابهای تکراری، روابط دردناک و وابستگیهای ناسالم شوند. بسیاری از عشقها در واقع تلاشی برای ترمیم گذشتهاند 🩹💔.
تصویری که فرد از خود دارد، تعیین میکند چگونه عشق را تجربه کند. کتاب توضیح میدهد افرادی با خودپنداره ضعیف، بیشتر در معرض روابط نابرابر و آزاردهنده قرار میگیرند 🪞⚖️.
این کتاب انتخاب مناسبی است برای:
📘✨
فصل چهارم با عنوان «عشق در جامعه و فرهنگ» نشان میدهد که عشق صرفاً یک تجربه فردی و درونی نیست، بلکه پدیدهای اجتماعی، تاریخی و فرهنگی است. این فصل توضیح میدهد که جامعه چگونه به عشق معنا میدهد، آن را شکل میدهد و گاه از آن بهرهبرداری میکند 🌍❤️.
کتاب نشان میدهد که عشق در دورههای مختلف تاریخی، معانی متفاوتی داشته است؛ از پیوندی وظیفهمحور و اقتصادی تا تجربهای رمانتیک و فردگرایانه. این تغییرات ثابت میکنند که عشق یک مفهوم ثابت و جهانشمول نبوده است ⏳📜.
در بخش «عشق در دین»، نویسنده به بررسی عشق بهعنوان نیرویی برای تعالی معنوی میپردازد، اما همزمان نشان میدهد که چگونه همین مفهوم میتواند به ابزار اطاعت، کنترل و سرکوب فردیت تبدیل شود 🙏⚖️.
کتاب با نگاهی انتقادی نشان میدهد که سیاست نیز از مفهوم عشق بهره میبرد؛ از عشق به وطن گرفته تا وفاداری ایدئولوژیک. در این نگاه، عشق میتواند عاملی برای اتحاد باشد یا ابزاری برای مشروعیتبخشی به قدرت 🏛️🔥.
رسانهها، فیلمها، سریالها و شبکههای اجتماعی نقش مهمی در بازتولید تصویر رمانتیک و اغراقشده از عشق دارند. کتاب توضیح میدهد که این تصاویر، انتظارات غیرواقعبینانه ایجاد میکنند و نارضایتی عاطفی را افزایش میدهند 📺💘.
فصل پنجم با عنوان «توهم عشق: نقدی جامع بر ناسالمی ذات عشق» نقطه اوج فکری کتاب است. در این فصل، نویسنده بهطور مستقیم به سراغ انواع عشق میرود و هرکدام را بدون تقدسسازی، به نقد میکشد 🔍💥.
کتاب عشق رمانتیک را ترکیبی از خیال، نیاز به فرار از تنهایی و آرمانسازی میداند. این نوع عشق اغلب با وعده نجات، معنا و خوشبختی ابدی همراه است؛ وعدهای که در عمل کمتر محقق میشود 💭💔.
نویسنده نشان میدهد که عشق دینی میتواند الهامبخش باشد، اما در برخی ساختارها به ابزاری برای کنترل، احساس گناه و حذف فردیت تبدیل میشود. این بخش نگاه خواننده را نسبت به مفهوم عشق مقدس بازنگری میکند 🔔🧠.
در این بخش، عشق والدینی نه بهعنوان امری بدیهی، بلکه بهعنوان رابطهای پیچیده بررسی میشود. کتاب این پرسش را مطرح میکند که آیا این عشق همیشه انتخابی آگاهانه است یا وظیفهای تحمیلی؟ 👨👩👧⚖️.
کتاب نشان میدهد که وقتی عشق وارد سیاست میشود، میتواند عقلانیت را کنار بزند و اطاعت کورکورانه ایجاد کند. عشق سیاسی در بسیاری موارد، پوششی احساسی برای اعمال قدرت است 🚩🧠.
در بخش «عشق به خویشتن»، نویسنده مرز میان خودمراقبتی سالم و خودشیفتگی افراطی را بررسی میکند. کتاب نشان میدهد که عشق به خود، اگر آگاهانه نباشد، میتواند به انزوا و قطع ارتباط واقعی منجر شود 🪞⚠️.
کتاب به عشقهایی میپردازد که کمتر درباره آنها صحبت میشود؛ مانند عشق به کار، طبیعت یا فناوری. این عشقها گاهی جایگزین روابط انسانی میشوند و میتوانند هم سازنده و هم فرساینده باشند 🌱💻.
فصل پایانی با طرح پرسشی بنیادین به پایان میرسد:
عشق، حقیقت است یا افسانهای تاریخی؟
نویسنده پاسخ قطعی نمیدهد، بلکه خواننده را به بازاندیشی و مسئولیتپذیری عاطفی دعوت میکند ❓📘.
پیام اصلی کتاب این است که عشق، اگر ناآگاهانه و اسطورهزده تجربه شود، میتواند منبع رنج باشد؛ اما اگر شناخته، تحلیل و بازتعریف شود، امکان رابطهای سالمتر فراهم میشود 🌤️❤️.
پس از مطالعه کتاب، خواننده:
🧠✨
این کتاب مناسب افرادی است که:
📚💬