کتاب تدوین ‏استراتژی ‏شرکت ‏سرمایه‌گذاری ‏صدر ‏تامین

کتاب تدوین ‏استراتژی ‏شرکت ‏سرمایه‌گذاری ‏صدر ‏تامین

149,000 تومان

تعداد صفحات

100

شابک

978-622-378-442-2

نویسنده:

فهرست
عنوان صفحه
مقدمه 7
فصـل اول 15
استراتژی 15
مفهوم استراتژی 17
انواع استراتژی 20
فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک 25
اجزاء مورد نیاز جهت برنامه‌ریزی استراتژیک 28
ابزارهای برنامه‌ریزی استراتژیک 29
تفکر و برنامه‌ریزی استراتژیک 30
تفکر استراتژیک در مقابل برنامه‌ریزی استراتژیک 31
فاکتورهای اساسی موفقیت در برنامه‌ریزی و تفکر استراتژیک و به کارگیری آنها 33
برخی کمبودها و محدودیتهای تفکر و برنامه‌ریزی استراتژیک 36
مدلی از برنامه‌ریزی استراتژیک با محوریت تفکر استراتژیک 36
دلایل اهمیت برنامه‌ریزی و تفکر استراتژیک جهت کاربرد مکملی با همدیگر 38
تجزیه و تحلیل محیطی 38
تحلیل SWOT 40
تعاریف نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید 41
انواع استراتژی در تحلیل SWOT 42
کاربرد ماتریس SWOT 42
تعیین و تدوین استراتژی مناسب 44
بررسی عوامل داخلی 48
هدف‌گذاری 49
بررسی و انتخاب استراتژی 51
فصـل دوم 53
مطالعات 53
فصـل سوم 67
معرفی شرکت هلدینگ سرمایه‌گذاری صدر تامین 67
فعالیت اصلی شرکت طبق اساسنامه 68
چشم‌انداز شرکت سرمایه‌گذاری صدرتامین 70
بررسی سهامداران 72
فرضیات اصلی در تدوین برنامه راهبردی 72
رویکردها و مدل مورد نظر جهت تدوین برنامه راهبردی 73
ارکان اصلی نظام برنامه‌ريزي راهبردی در هلدینگ صدر تامین 74
نظام برنامه‌ريزي و کنترل راهبردی شرکت هلدینگ صدر تامین 75
فصل چهارم 77
چشم‌انداز شرکت هلدینگ سرمایه‌گذاری صدرتامین 77
ماموریت شرکت هلدینگ سرمایه‌گذاری صدرتامین 78
فرصت‌ها و تهدیدات خارجی شرکت هلدینگ سرمایه‌گذاری صدرتامین 78
منـابع و مآخـذ 87

 

 

 

استراتژی
سرعت تحولات داخلي و بين‌المللي در سال‌هاي اخير در زمينه‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و روند رو به رشد رقابتي شدن فعاليت بسياري از شرکت‌ها و سازمان‌ها(اعم از دولتي، عمومي غيردولتي و خصوصي) که بيشتر بواسطه وجود محيط انحصاري و نيمه‌انحصاري از ورود به عرصه رقابت مصون بودند، باعث شده که بسياري از سازمان‌ها در سال‌هاي اخير نيازمند اتخاذ رويکردهاي نوين مديريتي متناسب با ويژگي‌هاي سازمان‌هاي هزاره سوم باشند. در اين ميان، مديريت استراتژيک به پشتوانه تفکر استراتژيک، يکي از اساسي‌ترين نيازمندي‌هاي مديران شرکت‌ها و سازمان‌ها محسوب مي‌شود.
توسعه سريع در دنياي امروز، آگاهي از تحولات و به تبع آن برنامه‌ريزي براي دستيابي به اهداف از کوتاه‌ترين راه ممکن را به ضرورتي انکارناپذير مبدل ساخته است. هر سازماني براي دستيابي به اهداف و رسالت خويش مي‌بايست ضمن بررسي موقعيت فعلي و تبيين مسير پيش‌رو، به برنامه‌ريزي منظم و سازمان يافته‌اي در راستاي بهره‌مندي از منابع داخلي و خارجي سيستم در سايه برنامه‌ريزي استراتژيک اقدام نمايد. یکی از اهداف مقاله کنونی تجزیه و تحليل ميزان موفقيت مديريت استراتژيک شرکت سرمایه‌گذاری صدرتامین بوده‌است.
تدوين استراتژي‌هاي مناسب يك سازمان، نتيجه انجام فرآيند مناسب برنامه‌ريزي استراتژيك آن سازمان است. اين نوع برنامه‌ريزي اولين مرحله از مراحل سه گانه مديريت استراتژيك می‌باشد. تدوين استراتژي نياز به شناخت آن سازمان دارد كه اين امر در گرو انجام فرآيند صحيح برنامه‌ريزي استراتژيك است. بدين معنا كه در ابتدا اهداف، وظايف و ماموريت آن سازمان مشخص مي‌شود پس از آن، عوامل داخلي و خارجي سازمان بررسي خواهد شد، سپس اين عوامل مورد مقايسه قرار گرفته و در نهايت استراتژي مناسب سازمان و اولويت آنها تدوين مي‌شود.
تاريخچه برنامه‌ريزي استراتژيك به امور نظامي باز مي‌گردد. طبق تعريف لغت‌نامه وبستر، ” استراتژي، علم برنامه‌ريزي و هدايت عمليات نظامي بزرگ در مقياس كلان، با هدف تشخيص و يافتن بهترين موقعيت قبل از شروع درگيري واقعي با دشمن است”. برنامه‌ريزي استراتژيك در سازمان‌ها در دهه 1950 آغاز و در دهه‌هاي 60 و 70 به‌سرعت محبوبيت يافت و بسياري از مديران دريافتند كه استراتژي، پاسخ بسياري از مسائل است. در دهه 60، مدل‌هاي كيفي و كمّي استراتژي توسعه يافت. اوايل دهه80، مدل ارزش سهام‌داران و مدل پورتر براي برنامه‌ريزي استراتژيک، استاندارد شناخته مي‌شدند. نيمه دوم دهه 80، آغاز پيدايش مدل‌هاي استراتژي معطوف به شايستگي‌هاي محوري و تمركز بر بازار بود. اواخر نيمه دوم دهه 80 و اوايل دهه 90، آغاز پيدايش مدل‌هاي نسل دوم برنامه‌ريزي استراتژيك بود که بيشتر بر اهميت انطباق سازمان با تغيير، انعطاف‌پذيري، تفكر استراتژيك و يادگيري سازماني تمركز و تأكيد داشتند.
نخستین نکته‌ای که باید به خاطر داشته باشید این است که برنامه‌ريزي استراتژیک، یک فعالیت کاملاً رسمی است که چارچوب مشخصی برای آن تعریف مي‌شود. منظور از رسمی بودن این است که مدیر ارشد در بالا‌ترین سطح شرکت، راساً تصمیم می‌گیرد که برنامه‌ريزي استراتژیک انجام دهد. سپس این مسئله به مدیران میانی و مدیران عملیاتی ابلاغ مي‌شود که “باید برنامه‌ريزي استراتژیک انجام دهیم”.
در این فصل به شرح مفاهیم، تعاریف واژگان کلیدی و ارائه ی خلاصه ای از مطالب مرتبط با برنامه‌ريزي استراتژیک و مفاهیم مرتبط با آنها می‌پردازیم و سابقه تحقیقات مشابهی که در این زمینه صورت گرفته را بررسی می‌نماییم.
مفهوم استراتژی
مفهوم استراتژی نیز مانند بسیاری از دیگر مفاهیم، دیگر قدمتی دیرینه دارد و بر اساس شرایط زمانی و مکانی مختنلف تعابیری متفاوت و متنوع از آن وجود داشته‌است. با وجود این قدمت و تنوع تعابیر و به رغم اهمیت توجه به زمان‌بندی و مکان‌بندی آنها، اغلب تصویری از استراتژی ارائه می‌شود که به دلیل بی توجهی به این ویژگی‌ها، ماهیتی غیرواقعی از آن ترسیم می‌کند. مرور اجمالی دیدگاه‌ها درباره‌ی استراتژی به خوبی نشان می‌دهد که از یک سو و برخی بی توجه به تغییر شرایط مکانی و زمانی آن را به عنوان مفهوم و اندیشه‌ای سنتی تلقی می‌کنند که از ابتدا خاستگاه نظامی داشته و صرفاً در همین چارچوب باید درک و تبیین شود و از سوی دیگر، برخی بدون توجه به این پیشینه‌ی تاریخی، استراتژی را مفهوم و اندیشه‌ای مدرن و به عنوان مقوله‌ای عام می‌دانند که در هر سازمان یا حوزه‌ی مدیریتی قابل اعمال است. به عبارت دیگر مسئله‌ی اساسی این است که تعاریف و تبیین‌ها از مفهوم و اندیشه‌ی استراتژی اغلب به تقلیل یا توسیع بیش از حد آن انجامیده و هر کس با توجه به کاربرد مورد نظر خود و بدون توجه به تعاریف دیگر آن را درک و فهم کرده و این وضعیت باعث ابهام و پیچیدگی روز افزون موضوع و دشواری درک جامع و مانع از آن شده است (خلیلی، 1391).
تأکید بر ماهیت ثابت یا نگاه تقلیل گرایانه به استراتژی و همچنین، تمرکز بر پویایی یا توضیع مفهومی آن، هر دو به یک اندازه باعث نادیده‌گرفتن ماهیت تاریخی و مفهومی استراتژی شده و محققین را از درک جامع و مانع این پدیده باز داشته‌اند. این در حالی است که رویکرد تاریخی – گفتمانی که بر اساس آن مفاهیم مختلف و پراکنده از استراتژی در هر دوره خاص تاریخی در قالب یک گفتمان انتظام می‌یابند، راهی برای درک موضوع پیشنهاد می‌کند که گرچه توصیف آن نیز به خودی خود از ارزش علمی قابل توجهی برخوردار است، اما نگارنده در صدد تحلیل و تبیین و در واقع، تجویز آن برای درک بهتر موضوع است.
به باور نگارنده، تقلیل یا توسیع مفهوم استراتژی از آن جا نشأت می‌گیرد که از یک سو به کل تحولات مفهومی و تاریخی استراتژی توجه لازم صورت نگرفته و اغلب صرفاً بر مفهوم یا مقطعی خاص از آن تأکید شده است و از سوی دیگر، حتی در صورت توجه به تحول مفهومی و تاریخی استراتژی، به تمایز آن از تحول در مطالعات استراتژیک توجه نشده است. در واقع، گرچه مطالعه علمی استراتژی مقوله ای متأخر و مربوط به قرن بیستم میلادی است اما مفهوم و اندیشه استراتژی داری قدمتی به مراتب طولانی‌تر است و به قرن‌ها پیش بر می‌گردد. به عبارت دیگر، اولاً میان مفهوم و اندیشه استراتژی از یک سو و مطالعات استراتژیک از سوی دیگر، تمایزی آشکار وجود دارد که باید بر اساس این تمایز به بررسی آنها یا حتی روابطشان یا یکدیگر پرداخت. ثانیاً، هم مفهوم استراتژی و هم مطالعات استراتژیک، پدیده‌هائی زمان‌مند و مکان‌مند هستند و در تعامل و تقابل با تحولات سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی و فرهنگی جوامع انسانی شکل گرفته و تکوین یافته‌اند. این خصلت باعث شده هم مفهوم و اندیشه‌ی استراتژی و هم مطالعات استراتژیک، در عین بروز ماهیتی ثابت، چهره‌هائی متفاوت از خود بروز دهند که باری شناخت آن ها باید روشی متناسب در پیش گرفته شود (خلیلی، 1391).
واژه استراتژی امروزه کاربرد‌های گوناگونی دارد و از مسائل نظامی تا حوزه مدیریت‌های بخشی، ملی و حتی جهانی را پوشش می‌دهد و هر یک از این کاربرد ها ریشه در تعریفی خاص از آن دارند. در پاسخ به پرسش از چیستی استراتژی، اغلب به تعاریف و نظریات متفاوتی اشاره می‌شود که برخی با اشاره به آن ها بر این باورند که این تعاریف نه تنها دلیلی بر ماهیت متغییر استراتژی نیستند، بلکه در حقیقت به ابعاد مختلف پدیده مشخص و ثابت اشاره می‌کنند و بروز چهره‌هائی متفاوت از یک ماهیت ثابت و پایدار به تبع تحولات تاریخی هستند. در نقطه‌ی مقابل، برخی دیگر با اشاره به تنوع تعاریف از این پدیده، چنین استنباط می‌کنند که استراتژی ماهیتی متغییر داشته و صرفاً بر اساس موقعیت های پیش روست که باید به تعریف آن پرداخت (خلیلی، 1391).
دیدگاه افرادی که بر ماهیت ثابت استراتژی تأکید می‌کنند، عمدتاً یا ریشه در تعریف لغوی از این پدیده دارد و یا عنصر ثابت سازنده استراتژی اشاره دارد. با ارجاع به ریشه‌ی لغوی این پدیده اغلب گفته می‌شود که پیدایش واژه استراتژی به یونان باستان بر می‌گردد و بر اساس نگرشی که نسبت به استراتژی از آن زمان وجود داشته‌است، به تحول و تبیین ماهیت این پدیده پرداخته است. در واقع، با وجود اینکه استراتژی در معنای کلاسیک آن معادل هائی چون “هنر جنگ” و “ارتشتاری” در تاریخ نظامی و اجتمتعی امپراتوری‌های شرق باستان نظیر چین و ایران هم داشته‌است (ازغندی و روشندل، 1374: 17؛ ثقفی عامری، 1373: 3؛ جمشیدی، 1380:بخش اول)، اما اغلب گفته می‌شود که ریشه‌ی لغوی استراتژی به کلمه‌ی استراتژوس یونانی بر می‌گردد (براکر ، 1980: 219). که به عنوان لقب رهبران ارتش یونان از زمان حکومت کلیستن در سال 508 یا 507 قبل از میلاد رواج داشته‌است (لطفیان، 1381؛ بایلی ،2007). با ارجاع به این ریشه لغوی، از یک سو بر خاستگاه نظامی استراتژی و تفکر استراتژیک تأکید و از سوی دیگر به ماهیت ثابت آن اشاره می‌شود و بر همین اساس است که برخی استدلال می‌کنند تفکر استراتژیک مدرن ریشه در تفکر استراتژیک کلاسیک دارد:
(ریشه های تفکر استراتژیک مدرن را می‌توان در استراتژیست‌های کلاسیک سراغ گرفت. بررسی آثار ایشان نشان می‌دهد سؤال‌های بنیادینی که طی دو قرن گذشته با آن ها دست به گریبان بوده‌اند، به شکل قابل ملاحظه‌ای ثابت بوده‌اند) (ملیک ، 1384:29).
بر این اساس اغلب گفته می‌شود واژه استراتژی برگرفته از لغت یونانی استراتژوس به معنای فرماندهی و لغات هم خانواده آن نظیر استراتژوم به معنای تدبیر یا عمل فرمانده و استراتوس به معنای ارتش است و معادل یونانی کلمه ی استراتژی، واژه ی استراتژیک اپیستمه به معنای دانش ژنرال (فرمانده) یا استراتگون سوفیا به معنای حکمت فرماندهی است(دانشگاه امام حسین، 1376: 72؛ درویشی سه تلانی، 1390: 84). و این تلقی کلاسیک به کل تاریخ مفهوم استراتژی و تفکر استراتژیک تعمیم داده می‌شود.
در واقع، از دیدگاه طرفداران ماهیت متغییر و سیال استراتژی، هر چند این مفهوم خاستگاه نظامی داشت و در ارتباط به هنر جنگ و صحنه‌ی نبرد شکل گرفت و تکوین یافت، اما به واسطه تغییراتی که در محیط تکوین و همچنین در ذات آن ایجاد شده است، ماهیت نظامی اش به حدی دگرگون شده است که دیگر نمی‌توان آن را به کار برد ابزار های نظامی در صحنه ی نبرد محدود کرد.
طرفداران این دیدگاه حتی ارجاع به عناصر سازنده‌ی استراتژی را نیز بیش از آنکه دلیلی بر ماهیت ثابت آن تلقی کنند، شاهدی بر تغییر‌پذیری این پدیده می‌دانند. از نظر آنها نه تنها استراتژی ثابت و بدون تغییر نبوده‌است، بلکه هیچ گاه نیز ثابت نخواهد ماند، زیرا هیچ هدف، روش و ابزار ثابتی وجود ندارد که بر مبنای آن بتوان مدعی ثبات استراتژی شد (ر.ک:1999، گرای ؛ 1976، ارل). این استدلال را به لحاظ منطقی و حتی بر اساس بررسی تاریخی نمی‌توان رد کرد زیرا که استراتژی و عناصر سازنده آن همواره در حال دگرگونی بوده‌اند (خلیلی، 1391).

تعداد صفحات

100

شابک

978-622-378-442-2

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه(نظر) ارسال کنند.