۳۱۵,۰۰۰ تومان
در انبار موجود نمی باشد
نویسنده: هاجر طیّبی
شابک: 978-622-378-092-9
تعداد صفحات: 68 صفحه
سال انتشار: 1404
ناشر: انتشارات هورین
کتاب «روانشناسی، محصول عالَم مدرن» اثری تحلیلی و انتقادی در حوزه فلسفه علم و روانشناسی است که با رویکردی بنیادین، به بررسی نسبت میان علم روانشناسی و ساختار معرفتی عالَم مدرن میپردازد. این کتاب با نگاهی تأملبرانگیز، روانشناسی را نه صرفاً بهعنوان یک رشته دانشگاهی، بلکه بهعنوان محصول یک بستر تاریخی، فرهنگی و معرفتی خاص تحلیل میکند.
نویسنده در این اثر کوتاه اما عمیق، این پرسش اساسی را مطرح میکند: آیا روانشناسی دانشی خنثی و فراتاریخی است، یا زاییده نظام فکری و جهانبینی مدرنیته؟ پاسخ به این پرسش، بنیانهای نظری بسیاری از مفاهیم رایج در روانشناسی معاصر را به چالش میکشد. 📘
این کتاب برای دانشجویان و پژوهشگران روانشناسی، فلسفه، علوم انسانی و علاقهمندان به نقد مدرنیته، منبعی موجز اما راهبردی به شمار میآید.
در پیشگفتار، نویسنده چارچوب نظری اثر را ترسیم میکند. او تأکید دارد که برای فهم روانشناسی، باید ابتدا عالَمی را شناخت که این علم در آن متولد شده است. روانشناسی مدرن بدون درک مبانی معرفتی و انسانشناختی مدرنیته قابل فهم نیست.
در این بخش، مخاطب با رویکرد انتقادی کتاب آشنا میشود؛ رویکردی که بهجای پرداختن به تکنیکها و نظریههای رایج روانشناسی، به سراغ مبانی فلسفی و تاریخی آن میرود. این نگاه، خواننده را از سطح کاربردی به سطح بنیانی هدایت میکند.
در این فصل، مفهوم «عالَم مدرن» مورد تحلیل قرار میگیرد. نویسنده مدرنیته را صرفاً یک دوره تاریخی نمیداند، بلکه آن را نظامی از مفروضات معرفتی، ارزشها و شیوههای خاص فهم انسان و جهان معرفی میکند.
سیر تاریخی ایجاد عالَم مدرن از رنسانس و تحولات فکری اروپا آغاز میشود و با انقلاب علمی و شکلگیری عقلانیت ابزاری ادامه مییابد. در این روند، انسان بهعنوان سوژه مستقل و خودبنیاد مطرح میشود و جهان به موضوع شناخت و تسلط تبدیل میگردد.
کتاب نشان میدهد که این تغییر پارادایمی، نهتنها علوم طبیعی، بلکه علوم انسانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. روانشناسی بهعنوان دانشی که به مطالعه «انسان» میپردازد، عمیقاً از این تحول متأثر است.
نویسنده بحران ذاتی عالَم مدرن را در گسست میان معنا و کارکرد، و در تقلیل انسان به موجودی صرفاً قابل سنجش و تحلیل میبیند. این بحران، بستر شکلگیری بسیاری از رویکردهای روانشناسی معاصر را فراهم کرده است.
در این فصل، مفهوم علم در چارچوب مدرنیته بررسی میشود. علم مدرن مبتنی بر تجربهگرایی، کمیسازی، عینیتگرایی و روش تجربی است. این ویژگیها بهتدریج به معیار اعتبار معرفت تبدیل شدند.
نویسنده پارادایمهای علم مدرن را تحلیل میکند؛ پارادایمهایی که بر جدایی سوژه و ابژه، امکان کنترل و پیشبینی، و حذف ابعاد غیرقابل سنجش تأکید دارند. در چنین چارچوبی، روان انسان نیز به موضوعی برای اندازهگیری، طبقهبندی و درمان تبدیل میشود.
کتاب این پرسش را مطرح میکند که آیا همه ابعاد وجودی انسان در قالب روشهای کمی و تجربی قابل فهم است؟ یا آنکه علم مدرن با محدودسازی افق معرفتی خود، بخشی از حقیقت انسان را نادیده میگیرد؟
این فصل نشان میدهد که روانشناسی مدرن، در بسیاری از نظریهها و روشهای خود، بازتاب مستقیم مبانی علم مدرن است؛ از رفتارگرایی تا رویکردهای شناختی و حتی برخی شاخههای رواندرمانی.
پس از تبیین ماهیت عالَم مدرن و تحلیل مبانی علم مدرن در بخش نخست، کتاب «روانشناسی، محصول عالَم مدرن» در ادامه به نتایج این چارچوب نظری برای فهم روانشناسی معاصر میپردازد. نویسنده تلاش میکند نشان دهد که روانشناسی نه دانشی بیطرف و فراتاریخی، بلکه دانشی ریشهدار در یک نظام فکری خاص است؛ نظامی که انسان را به شیوهای ویژه تعریف میکند.
در این بخش، این ایده محوری طرح میشود که روانشناسی مدرن در دل همان پارادایمهایی شکل گرفته که پیشتر درباره آنها سخن گفته شد؛ یعنی عقلانیت ابزاری، تجربهگرایی، فردگرایی و تقلیلگرایی.
در چنین فضایی، «انسان» به موضوعی برای مشاهده، سنجش، تحلیل و اصلاح تبدیل میشود. مفاهیمی مانند سلامت روان، اختلال، نرمالبودن یا کارکرد مطلوب، همگی در چارچوب ارزشها و پیشفرضهای مدرن تعریف میشوند.
نویسنده تأکید میکند که حتی زبان روانشناسی—واژگانی مانند عملکرد، کارایی، سازگاری، بهرهوری—بازتابی از منطق مدرن است؛ منطقی که انسان را در نسبت با نظام تولید، کار و کارآمدی میسنجد.
یکی از محورهای تحلیلی این بخش، پیوند میان بحران معنای زندگی در عالَم مدرن و گسترش روانشناسی است. با افول روایتهای کلان سنتی و تضعیف بنیانهای معنوی، انسان مدرن با خلأ معنا مواجه میشود.
روانشناسی در این بستر، نقش دوگانهای ایفا میکند:
این تحلیل، روانشناسی را بهعنوان پاسخی درونسیستمی به بحران مدرن معرفی میکند؛ پاسخی که بدون نقد مبانی، صرفاً به مدیریت نشانهها میپردازد.
در ادامه، کتاب ضرورت بازنگری در پیشفرضهای انسانشناختی روانشناسی را مطرح میکند. اگر انسان صرفاً موجودی زیستی-روانی با رفتارهای قابل اندازهگیری نیست، بلکه دارای ابعاد وجودی، معنوی و غایتمند است، آنگاه روششناسی و نظریهپردازی در روانشناسی نیز نیازمند بازتعریف خواهد بود.
نویسنده خواننده را به تأمل در این پرسش دعوت میکند:
آیا میتوان روانشناسیای داشت که فراتر از پارادایمهای محدودکننده مدرن بیندیشد؟
این پرسش، افقی تازه برای پژوهشهای میانرشتهای در فلسفه، الهیات، انسانشناسی و علوم انسانی میگشاید.
کتاب «روانشناسی، محصول عالَم مدرن» اگرچه در 68 صفحه تدوین شده، اما طرح مسئلهای بنیادین را دنبال میکند. این اثر:
این کتاب برای دانشجویان روانشناسی که میخواهند فراتر از چارچوبهای رایج بیندیشند، منبعی تأملبرانگیز است. همچنین برای پژوهشگران فلسفه علم و علوم انسانی، نمونهای از تحلیل انتقادی یک رشته علمی در بستر مدرنیته به شمار میرود.
کتاب «روانشناسی، محصول عالَم مدرن» تلاشی است برای فهم ریشههای تاریخی و معرفتی روانشناسی معاصر. نویسنده نشان میدهد که برای نقد یا توسعه این علم، باید نخست عالَمی را شناخت که آن را پدید آورده است.
این اثر خواننده را به مواجههای جدی با پرسشهای بنیادین دعوت میکند:
اگر به دنبال نگاهی عمیق، انتقادی و فلسفی به روانشناسی هستید، این کتاب میتواند نقطه آغاز یک بازاندیشی جدی باشد. 📖
کتاب «روانشناسی، محصول عالَم مدرن» اثری تحلیلی در حوزه فلسفه علم و روانشناسی است که به بررسی نسبت میان شکلگیری علم روانشناسی و ساختار معرفتی عالَم مدرن میپردازد. نویسنده در این کتاب تلاش میکند نشان دهد که روانشناسی نه صرفاً یک علم خنثی، بلکه محصول بستر تاریخی، فرهنگی و فلسفی مدرنیته است.
این اثر با رویکردی انتقادی، ریشههای معرفتی روانشناسی مدرن را واکاوی کرده و بحرانهای ذاتی عالَم مدرن را در پیوند با علم آن تحلیل میکند. 📘
نویسنده این اثر، هاجر طیّبی است که با رویکردی نظری و تحلیلی به بررسی مبانی فلسفی روانشناسی پرداخته است. نگاه ایشان در این کتاب، صرفاً تجربی یا کاربردی نیست، بلکه بر بسترهای معرفتی و تاریخی شکلگیری علم روانشناسی تمرکز دارد.
این کتاب در سال ۱۴۰۴ منتشر شده و با وجود حجم نسبتاً فشرده، حاوی مباحث نظری عمیق درباره نسبت روانشناسی و مدرنیته است.
مسئله اصلی کتاب این پرسش بنیادین است:
آیا روانشناسی علمی مستقل و جهانشمول است، یا محصول شرایط تاریخی و معرفتی عالَم مدرن؟
نویسنده بر این باور است که برای فهم ماهیت روانشناسی، باید ابتدا عالَم مدرن و مبانی آن را شناخت. بدون این شناخت، تحلیل روانشناسی ناقص خواهد بود.
این اثر برای مخاطبان زیر بسیار مفید است:
اگر به مبانی نظری روانشناسی و نسبت آن با مدرنیته علاقه دارید، این کتاب میتواند نقطه شروعی جدی برای تأمل فلسفی باشد.
در پیشگفتار، نویسنده چارچوب نظری خود را توضیح میدهد و نشان میدهد که چرا بررسی روانشناسی بدون توجه به زمینه تاریخی و فلسفی آن، رویکردی تقلیلگرایانه است. پیشگفتار زمینه ورود به بحث «بحران ذاتی عالَم مدرن» را فراهم میکند.
بخش اول: بحران ذاتی عالَم مدرن و علم آن
در این بخش، نویسنده ابتدا خود «عالَم مدرن» را تحلیل میکند و سپس نسبت علم مدرن را با این عالَم بررسی میکند. روانشناسی در این چارچوب بهعنوان یکی از علوم مدرن مورد واکاوی قرار میگیرد.
فصل اول: شناخت عالَم مدرن
در این فصل، عالَم مدرن نه فقط بهعنوان یک دوره تاریخی، بلکه بهعنوان یک «افق فکری و معرفتی» تحلیل میشود.
موضوعات کلیدی:
نویسنده نشان میدهد که در عالَم مدرن، انسان به مرکز عالم معنا تبدیل میشود و این تحول، مبنای بسیاری از علوم جدید از جمله روانشناسی است.
در این بخش، نویسنده به تحولات فکری و تاریخی اشاره میکند که منجر به شکلگیری مدرنیته شدند؛ از رنسانس و اصلاح دینی گرفته تا انقلاب علمی و صنعتی.
تحلیل تاریخی کتاب نشان میدهد که:
این تحولات، بستر شکلگیری علوم انسانی مدرن از جمله روانشناسی را فراهم کردند.
فصل دوم: علم در عالَم مدرن
در این فصل، نویسنده نشان میدهد که علم مدرن صرفاً مجموعهای از روشها نیست، بلکه مبتنی بر پیشفرضهای فلسفی خاصی است.
موضوعات مهم:
در این چارچوب، روانشناسی نیز بهعنوان دانشی که بر مشاهده، آزمایش و سنجش تأکید دارد، محصول همین پارادایمها معرفی میشود.
در بخش مربوط به «پارادایمهای علم مدرن»، نویسنده به تحلیل پیشفرضهایی میپردازد که علوم جدید بر آنها استوارند:
این پارادایمها بر نحوه تعریف «انسان»، «ذهن» و «رفتار» در روانشناسی تأثیر گذاشتهاند. به بیان دیگر، روانشناسی مدرن تصویری از انسان ارائه میدهد که با پیشفرضهای مدرنیته سازگار است.
کتاب «روانشناسی، محصول عالَم مدرن» اثری موجز اما عمیق در حوزه فلسفه روانشناسی و نقد مدرنیته است. نویسنده با تحلیل عالَم مدرن و پارادایمهای علم جدید، نشان میدهد که روانشناسی در خلأ شکل نگرفته، بلکه بر بستر تحولات معرفتی خاصی پدید آمده است.
این کتاب برای کسانی که به مبانی نظری علوم انسانی علاقه دارند، فرصتی برای بازاندیشی در جایگاه روانشناسی فراهم میکند و افق تازهای برای نقد و تأمل در علم مدرن میگشاید. 📚