۱,۱۱۶,۰۰۰ تومان
در انبار موجود نمی باشد
کتاب شعر «کتاب تمامِ من، نیمهی تو» اثری است که از همان عنوان، مخاطب را به سفری احساسی و اندیشمندانه دعوت میکند؛ سفری میان «من» و «تو»، میان فردیت و پیوند، میان زخم و روشنایی. این مجموعه به قلم سیده مریم سیدی بریران نوشته شده و در سال ۱۴۰۴ توسط انتشارات هورین منتشر شده است. کتاب با ۲۴۸ صفحه و شابک 978-622-126-102-4، مجموعهای کامل از شعرهای سپید است که با زبانی صمیمی، تصویری و در عین حال اندیشمندانه، مخاطب را با لایههای مختلف احساس و معنا روبهرو میکند. 🌿
در کتاب تمامِ من، نیمهی تو، شاعر تنها به روایت عاشقانههای مرسوم بسنده نمیکند. عشق در این اثر، نقطهی آغاز است، نه پایان. عشق، پلی میشود برای عبور به مفاهیمی چون هویت زنانه، رنجهای خاموش، ایستادگی، وطن، تنهایی و دوباره برخاستن. شعرها گاهی آرام و نجواگونهاند و گاهی صریح، برنده و تکاندهنده؛ درست مانند زندگی.
یکی از ویژگیهای برجستهی کتاب تمامِ من، نیمهی تو، پیوستگی درونی شعرهاست. هرچند هر شعر بهتنهایی قابل خواندن و درک است، اما در کنار هم، مسیری روایی میسازند؛ مسیری که از «پنجرهای که هیچوقت به آفتاب نرسید» آغاز میشود و به «سردابِ قضاوت» ختم میگردد. این حرکت تدریجی، مخاطب را با بلوغ فکری و احساسی شاعر همراه میکند. 🌤️➡️🌑
زبان شاعر ساده اما سرشار از تصویر است. تصاویر طبیعی مانند آفتاب، باران، زمستان، دریا، سایه و آینه، بارها در شعرها تکرار میشوند؛ اما هر بار با معنایی تازه. این تکرار آگاهانه، به انسجام فضایی کتاب کمک میکند و باعث میشود جهان شعری کتاب تمامِ من، نیمهی تو در ذهن مخاطب ماندگار شود.
از سوی دیگر، حضور پررنگ «زن» در این مجموعه، آن را به اثری شاخص در شعر معاصر تبدیل کرده است. زن در این کتاب، صرفاً معشوق یا راوی احساس نیست؛ زن، سوژهی اندیشه، تاریخ، رنج و مقاومت است. شعرهایی مانند «و من زن بودم»، «مرثیهای برای زنِ بارانی»، «زنِ بیپرچم» و «زنی به نام ایران که هنوز هم میزاید در خون» نشان میدهند که شاعر چگونه تجربهی شخصی را به تجربهای جمعی پیوند میزند. 🌺✊
کتاب تمامِ من، نیمهی تو برای مخاطبانی که به شعر سپید، شعر احساسی، شعر زنانه و آثار تأملبرانگیز علاقهمندند، انتخابی ارزشمند است. این کتاب میتواند همدم لحظههای خلوت، اندیشه و بازخوانی دوبارهی خود باشد؛ کتابی که هر بار خواندنش، معنایی تازه پیش روی مخاطب میگذارد. 💫
فهرست شعرهای کتاب تمامِ من، نیمهی تو بهخوبی نشان میدهد که با مجموعهای صرفاً پراکنده روبهرو نیستیم. ترتیب شعرها حسابشده و معنادار است و نوعی روایت درونی را شکل میدهد. شعرهای آغازین کتاب، فضایی آکنده از انتظار، فقدان و جستوجو دارند. عناوینی مانند «پنجرهای که هیچوقت به آفتاب نرسید»، «انتظار در آینهی خاموش» و «شکست و بازگشت» مخاطب را وارد جهانی میکنند که هنوز درگیر نرسیدن، شکست و سکوت است. 🌫️
با پیشروی در کتاب، عشق پررنگتر میشود؛ اما عشقی ساده و بیدغدغه نیست. در شعرهایی چون «عاشقی در باران»، «آغوشِ بیپایان» و «تو آمدی؛ و زمستان نفس کشید»، عشق همزمان گرمکننده و آسیبپذیر است. شاعر نشان میدهد که عشق میتواند نجاتبخش باشد، اما هرگز خالی از رنج نیست. ☔❤️
در میانهی کتاب تمامِ من، نیمهی تو، شعرها به سمت تأملات اجتماعی و هویتی حرکت میکنند. مفاهیمی چون دوستی، خانه، وطن و حافظهی جمعی در شعرهایی مانند «دوستیِ نمک و نان»، «خانهای که قلب داشت» و «ویرانهای که هنوز خانه است» نمود پیدا میکنند. این بخش از کتاب، پیوند میان تجربهی فردی شاعر و زیست جمعی را عمیقتر میکند. 🏠
یکی از نقاط اوج مجموعه، شعرهایی است که بهطور مستقیم به زن میپردازند. «و من زن بودم»، «مرثیهای برای زنِ بارانی»، «زنِ بیپرچم» و «زنی که راه میرود در نور» تنها عنوان نیستند؛ بیانیهاند. در این شعرها، زن نه قربانی صرف است و نه قهرمان افسانهای؛ بلکه انسانی ایستاده در دل تناقضها، زخمها و امیدهاست. 🌹
در بخشهای پایانی کتاب تمامِ من، نیمهی تو، لحن شعرها پختهتر و عمیقتر میشود. مفاهیمی مانند زمان، مرگ، پایان و قضاوت حضوری جدی پیدا میکنند. شعرهایی نظیر «اگر همین غروب، آخرین باشد»، «پایان، امضای یک زن» و «سردابِ قضاوت» نوعی جمعبندی درونی را شکل میدهند؛ جمعبندیای که نه ناامیدکننده است و نه سادهانگارانه. بلکه صادقانه و انسانی است. ⏳🖋️
از نظر فرمی، شاعر در سراسر کتاب تمامِ من، نیمهی تو به شعر سپید وفادار مانده است. ریتم درونی، تکرار هوشمندانهی واژهها و استفاده از سکوتهای معنایی، باعث میشود شعرها حتی بدون وزن کلاسیک، موسیقی خاص خود را داشته باشند. این ویژگی، خواندن کتاب را روان و در عین حال تأثیرگذار میکند. 🎶
در مجموع، کتاب تمامِ من، نیمهی تو کتابی است که میتوان آن را بارها خواند و هر بار، از زاویهای تازه به آن نگاه کرد. این مجموعه نهتنها روایت احساسات یک شاعر، بلکه آینهای از تجربهی زیستن در جهان امروز است؛ جهانی پر از عشق، فقدان، سؤال و امید. 🌍✨
اگر به دنبال کتاب شعری هستید که هم دل را درگیر کند و هم ذهن را، کتاب تمامِ من، نیمهی تو انتخابی ماندگار خواهد بود.
کتاب «کتاب تمامِ من، نیمهی تو» چه نوع اثری است؟
این اثر یک مجموعه شعر معاصر است که با زبانی آزاد، احساسی و تصویرمحور نوشته شده است. شعرها بیشتر در قالب شعر سپید سروده شدهاند و بر تجربههای درونی انسان، عشق، زن، هویت، فقدان و تولد دوباره تمرکز دارند. 💫
موضوع اصلی کتاب چیست؟
محور اصلی کتاب، روایت احساسات انسانی در مواجهه با عشق، جدایی، انتظار، رنج و امید است. شاعر تلاش میکند «منِ» فردی را در نسبت با «تو»یی گاه عاشقانه و گاه اجتماعی تعریف کند. ❤️🔥
چرا عنوان «کتاب تمامِ من، نیمهی تو» انتخاب شده است؟
این عنوان به رابطهی ناتمام میان انسانها اشاره دارد؛ جایی که هر فرد خود را کامل میپندارد، اما در پیوند با دیگری معنا مییابد. عنوان، بار عاطفی و فلسفی عمیقی دارد و فضای کلی کتاب را بازتاب میدهد. 🪞
فضای کلی شعرها چگونه است؟
فضای شعرها تلفیقی از اندوه لطیف، عشق عمیق، اعتراض خاموش و امید پنهان است. بسیاری از شعرها با حس دلتنگی آغاز میشوند اما به روشنایی و ایستادگی ختم میگردند. 🌱
آیا شعرها به هم مرتبط هستند؟
هر شعر بهتنهایی مستقل است، اما کنار هم یک مسیر احساسی مشخص را شکل میدهند؛ مسیری که از انتظار و شکست شروع میشود و به خودشناسی و پذیرش میرسد. 🛤️
نقش زن در این کتاب چگونه ترسیم شده است؟
زن در این مجموعه، صدایی فعال، آگاه و مقاوم دارد. او تنها سوژهی عشق نیست، بلکه راوی درد، اعتراض، ایستادگی و زندگی است. زن در این کتاب میشکند، اما فرو نمیریزد. 👩🦰✨
زبان شعری کتاب چگونه است؟
زبان کتاب ساده اما عمیق است؛ واژهها روزمرهاند اما ترکیبها شاعرانه و تصویرساز هستند. شاعر از استعارهها و تصاویر ملموس برای انتقال حس استفاده میکند. 🖋️
آیا این کتاب برای مخاطب عمومی مناسب است؟
بله. خواندن این کتاب نیاز به دانش تخصصی ادبی ندارد. هر کسی که با احساس، عشق، فقدان یا هویت درگیر بوده، میتواند با شعرها ارتباط برقرار کند. 📚
تعداد صفحات و ساختار کتاب چگونه است؟
کتاب شامل ۲۴۸ صفحه است و شعرها با نظم مشخصی در فهرست قرار گرفتهاند که به خواننده کمک میکند مسیر احساسی کتاب را دنبال کند. 📄
چه کسانی از خواندن این کتاب لذت بیشتری میبرند؟
علاقهمندان به شعر معاصر، شعر زنانه، شعر احساسی و کسانی که به دنبال متنی برای همذاتپنداری و تأمل هستند، بیشترین ارتباط را با این کتاب برقرار میکنند. 🌙
چرا شعرهای ابتدایی کتاب حالوهوای انتظار و اندوه دارند؟
عناوینی مانند «پنجرهای که هیچوقت به آفتاب نرسید» یا «انتظار در آینهی خاموش» نشان میدهند که کتاب با فضای تعلیق، انتظار و نرسیدن آغاز میشود. این شروع، خواننده را به عمق احساسات شاعر وارد میکند. 🌫️
نقش عشق در شعرهایی مانند «عاشقی در باران» و «آغوشِ بیپایان» چیست؟
در این شعرها، عشق نهتنها احساس، بلکه پناه است. باران، آغوش و زمستان، همگی نمادهایی هستند که عشق را در دل سختیها معنا میکنند. 🌧️🤍
چرا در فهرست، مرگ و فقدان پررنگ است؟
عناوینی مانند «مرگِ یک عاشق» یا «صدای تو دیگر نمیآید» نشاندهندهی مواجههی شاعر با فقدان است. این مرگها همیشه فیزیکی نیستند؛ گاهی مرگ یک رابطه یا یک رؤیاست. ⚰️
شعرهای میانی کتاب چه تغییری در فضا ایجاد میکنند؟
در بخشهای میانی، شعرهایی مثل «دوباره میشکفم»، «زنی که نمیلرزد» و «زنی که راه میرود در نور» نشاندهندهی عبور از اندوه به خودباوری و ایستادگی هستند. 🌸💪
چرا شعرهای زنمحور در این کتاب برجستهاند؟
شاعر با آگاهی، زن را بهعنوان سوژهی اصلی انتخاب کرده است؛ زنی که فراموش شده، قضاوت شده، اما همچنان میزاید، میایستد و ادامه میدهد. 👑
شعر «زنی به نام ایران که هنوز هم میزاید در خون» چه مفهومی دارد؟
این شعر پیوندی میان زن و وطن ایجاد میکند. زن در اینجا نماد سرزمین، رنج تاریخی و زایش مداوم است؛ شعری با لایههای اجتماعی و ملی. 🇮🇷🔥
چرا مفاهیم نان، خانه و بدن در برخی شعرها تکرار میشوند؟
این عناصر نماد زندگی روزمره و بقا هستند. شاعر با آوردن آنها، شعر را از انتزاع دور کرده و به واقعیت ملموس نزدیک میکند. 🍞🏠
در شعرهای پایانی چه تغییری دیده میشود؟
عناوینی مانند «تو، نبض وجودم»، «آفتابِ پنهانِ من» و «پایان، امضای یک زن» نشان میدهند که کتاب به پذیرش، آرامش و امضای هویت میرسد. 🌞✍️
چرا پایان کتاب با «سردابِ قضاوت» بسته میشود؟
این پایان، تلنگری است به جامعه؛ جایی که زن، عشق و انسان همواره در معرض قضاوتاند. کتاب با سؤال تمام میشود، نه پاسخ قطعی. 🕯️
آیا فهرست شعرها خود نوعی روایت است؟
بله. تنها خواندن عناوین شعرها هم یک داستان کامل از انتظار، عشق، شکست، تولد و ایستادگی را روایت میکند. 📜
در نهایت، پیام کلی کتاب چیست؟
پیام کتاب این است که انسان، بهویژه زن، حتی در دل زخم و سکوت، میتواند خود را بازآفرینی کند و «تمام» شود، حتی اگر نیمهای از او در دیگری جا مانده باشد. 💖✨