۴,۰۱۰,۰۰۰ تومان
روایتشناسی یکی از حوزههای مهم مطالعات ادبی است که به بررسی ساختار روایت، شیوه شکلگیری داستان، نقش راوی، ترتیب رویدادها، زمان، زاویه دید و روابط میان عناصر مختلف یک متن میپردازد. استفاده از رویکردهای نوین روایتشناختی برای مطالعه متون کلاسیک، امکان بازخوانی این آثار از منظری متفاوت و نظاممند را فراهم میکند. کتاب «روایتشناسی نوین در متون کلاسیک» نوشته محمد امین احسانی اصطهباناتی، با تمرکز بر کاربرد مفاهیم و روشهای جدید روایتشناسی در تحلیل متون کلاسیک، به بررسی ساختارهای روایی و ظرفیتهای تحلیلی این آثار میپردازد.
این کتاب توسط انتشارات هورین منتشر شده و در ۴۰۱ صفحه، موضوعاتی مانند نظریه روایت، ساختار داستان، راوی، زمان روایی، زاویه دید، شخصیتپردازی، گفتمان روایی و تحلیل متون کلاسیک را مورد توجه قرار میدهد.
موضوع اصلی کتاب، پیوند میان روایتشناسی نوین و متون کلاسیک است. نویسنده تلاش میکند با استفاده از مفاهیم روایتشناختی، ساختار درونی روایتهای کلاسیک را دقیقتر بررسی کند و نشان دهد که چگونه میتوان عناصر مختلف یک متن روایی را از منظر علمی و تحلیلی مطالعه کرد.
روایتشناسی امکان میدهد متن ادبی تنها از نظر محتوا یا موضوع بررسی نشود، بلکه نحوه روایت شدن داستان نیز مورد تحلیل قرار گیرد. به همین دلیل، عناصری مانند ترتیب زمانی رخدادها، سرعت روایت، میزان حضور راوی، کانون روایت و شیوه ارائه اطلاعات به مخاطب اهمیت پیدا میکنند.
متون کلاسیک فارسی و ادبیات کهن، سرشار از روایتهای داستانی، حکایتها، افسانهها، روایتهای تاریخی و متون تمثیلی هستند. بررسی این آثار با روشهای نوین میتواند لایههایی از ساختار روایی آنها را آشکار کند که در خوانشهای سنتی کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند.
در این رویکرد، پرسش فقط این نیست که «داستان چه میگوید؟»، بلکه پرسش مهمتر این است که «داستان چگونه روایت میشود؟». همین تغییر زاویه نگاه، امکان بررسی دقیقتر ساختار روایت و روابط میان عناصر مختلف متن را فراهم میکند.
راوی یکی از عناصر مهم در مطالعات روایتشناختی است. داستان ممکن است از زبان یک شخصیت، یک راوی بیرونی یا راویای با میزان آگاهی محدود یا گسترده روایت شود. انتخاب هر یک از این شیوهها، بر نحوه دریافت اطلاعات و برداشت مخاطب از حوادث تأثیر میگذارد.
در متون کلاسیک نیز گاهی راوی در جایگاهی قرار دارد که علاوه بر نقل حوادث، درباره شخصیتها، رفتار آنها یا نتایج اخلاقی رویدادها اظهار نظر میکند. بررسی این حضور و میزان دخالت راوی میتواند به شناخت دقیقتر ساختار روایت کمک کند.
زمان یکی از مهمترین مؤلفههای روایتشناسی است. میان زمان وقوع رویدادها و زمانی که برای روایت کردن آنها صرف میشود، همیشه تناسب یکسانی وجود ندارد. یک رویداد ممکن است در چند صفحه روایت شود، در حالی که رویدادی دیگر در چند جمله یا حتی یک عبارت خلاصه شود.
بررسی ترتیب، تداوم و بسامد رویدادها میتواند نشان دهد نویسنده چگونه توجه مخاطب را هدایت کرده و کدام بخشهای داستان را برجستهتر ساخته است.
شیوهای که مخاطب از طریق آن به اطلاعات داستان دسترسی پیدا میکند، از عناصر مهم تحلیل روایی است. گاهی اطلاعات از نگاه یک شخصیت ارائه میشود و گاهی راوی اطلاعات گستردهتری در اختیار مخاطب قرار میدهد.
تحلیل زاویه دید و کانون روایت در متون کلاسیک میتواند به درک بهتر رابطه میان شخصیت، راوی و مخاطب کمک کند و نشان دهد که انتخاب شیوه روایت چگونه بر معنا و برداشت خواننده اثر میگذارد.
شخصیتها حامل بخش مهمی از کنش روایی هستند. نوع معرفی شخصیت، میزان اطلاعاتی که درباره او ارائه میشود، ارتباط او با سایر شخصیتها و نقشی که در پیشبرد حوادث دارد، از موضوعات مهم در تحلیل روایت محسوب میشوند.
در متون کلاسیک، شخصیتپردازی ممکن است به شکل مستقیم یا غیرمستقیم صورت گیرد. گاهی راوی ویژگیهای شخصیت را مستقیما بیان میکند و گاهی رفتار، گفتار و واکنشهای او به حوادث، شخصیت وی را برای مخاطب آشکار میسازد.
یکی از مفاهیم اساسی در روایتشناسی، تمایز میان داستان و نحوه ارائه آن است. ممکن است مجموعهای از رویدادها دارای ترتیب مشخصی باشند، اما نویسنده آنها را با ترتیب دیگری برای مخاطب روایت کند.
این تمایز در مطالعه متون کلاسیک اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بسیاری از آثار ادبی از شیوههایی مانند روایت در روایت، بازگشت به گذشته، پیشآگاهی، حذف برخی حوادث و جابهجایی زمانی استفاده میکنند.
روایتشناسی میتواند ابزار مناسبی برای تحلیل نظاممند متون ادبی باشد. این رویکرد به پژوهشگر کمک میکند به جای ارائه برداشتهای کلی، عناصر مشخص متن را شناسایی و روابط میان آنها را بررسی کند.
از این منظر، یک متن کلاسیک میتواند همزمان از نظر ساختار روایت، نحوه ارائه اطلاعات، زمان، شخصیتها، راوی و شیوه سازماندهی حوادث مورد مطالعه قرار گیرد.
یکی از مهمترین ویژگیهای چنین رویکردی، فراهم کردن امکان گفتوگوی میان ادبیات کلاسیک و نظریههای جدید نقد ادبی است. متون کلاسیک با وجود تفاوتهای تاریخی و فرهنگی، ظرفیت بالایی برای تحلیل با ابزارهای جدید دارند.
پژوهشگر میتواند با استفاده از مفاهیم روایتشناختی، ساختار روایی یک اثر را بازسازی کرده و ویژگیهایی را بررسی کند که در مطالعه صرفا محتوایی ممکن است کمتر دیده شوند.
مطالعه این کتاب برای گروههای زیر مناسب است:
| مشخصات | اطلاعات |
|---|---|
| عنوان | روایتشناسی نوین در متون کلاسیک |
| نویسنده | محمد امین احسانی اصطهباناتی |
| ناشر | انتشارات هورین |
| سال انتشار | ۱۴۰۵ |
| تعداد صفحات | ۴۰۱ صفحه |
| شابک | 978-622-126-206-9 |
| شناسه محصول | POT8385 |
«روایتشناسی نوین در متون کلاسیک» از این جهت اهمیت دارد که مطالعه متون کلاسیک را با ابزارهای تحلیلی روایتشناسی پیوند میدهد. بررسی عناصری مانند راوی، زمان، زاویه دید، شخصیت و ساختار روایت، امکان خوانشی دقیقتر از آثار ادبی را فراهم میکند.
حجم ۴۰۱ صفحهای کتاب نیز نشان میدهد که اثر از نظر گستره مباحث، ظرفیت مناسبی برای مطالعه دانشگاهی و پژوهشی در حوزه روایتشناسی و ادبیات کلاسیک دارد.
کتاب «روایتشناسی نوین در متون کلاسیک» نوشته محمد امین احسانی اصطهباناتی، اثری پژوهشی در حوزه نقد ادبی و روایتشناسی است که به بررسی امکان استفاده از روشهای نوین روایتشناختی برای مطالعه متون کلاسیک میپردازد. توجه به ساختار روایت، نقش راوی، زمان، زاویه دید، شخصیتپردازی و نحوه سازماندهی حوادث، این اثر را برای دانشجویان و پژوهشگران ادبیات فارسی و علاقهمندان به نظریههای ادبی قابل توجه میکند.
این کتاب توسط محمد امین احسانی اصطهباناتی تألیف شده است.
موضوع اصلی کتاب، بررسی روایتشناسی نوین و کاربرد مفاهیم و روشهای روایتشناختی در تحلیل و مطالعه متون کلاسیک است.
از جمله مباحث کتاب میتوان به ساختار روایت، راوی، زمان روایی، زاویه دید، کانون روایت، شخصیتپردازی، داستان و گفتمان و روشهای تحلیل متون کلاسیک اشاره کرد.
این کتاب برای دانشجویان و پژوهشگران زبان و ادبیات فارسی، نقد ادبی، روایتشناسی و مطالعات متون کلاسیک مناسب است.
این کتاب در ۴۰۱ صفحه منتشر شده است.
این اثر توسط انتشارات هورین منتشر شده است.