کتاب شهر هوشمند از منظر جامعه‌شناسی؛ فناوری، قدرت و زیست شهری نوین

حراج!

کتاب شهر هوشمند از منظر جامعه‌شناسی؛ فناوری، قدرت و زیست شهری نوین

شناسه محصول: POT37873

قیمت اصلی: ۱,۱۳۴,۰۰۰ تومان بود.قیمت فعلی: ۵۶۷,۰۰۰ تومان.

انتشارات

تعداد صفحات

سال انتشار

شابک

978-622-378-141-4

📘 کتاب شهر هوشمند از منظر جامعه‌شناسی؛ فناوری، قدرت و زیست شهری نوین

نویسنده: دکتر علی شهریار منطقی فسائی
ناشر: انتشارات هورین
سال انتشار: 1404
تعداد صفحات: 126 صفحه
شابک: 978-622-378-141-4

کتاب شهر هوشمند از منظر جامعه‌شناسی؛ فناوری، قدرت و زیست شهری نوین اثری تحلیلی و انتقادی در حوزه جامعه‌شناسی شهری است که پدیده «شهر هوشمند» را فراتر از یک پروژه فناورانه بررسی می‌کند. این کتاب با تمرکز بر مفاهیمی همچون فناوری دیجیتال، داده‌محوری، قدرت، نظارت، نابرابری اجتماعی و بازتعریف شهروندی، تلاش می‌کند ابعاد پنهان و کمتر دیده‌شده فرایند هوشمندسازی شهرها را آشکار سازد.

در سال‌های اخیر، مفهوم «شهر هوشمند» به یکی از کلیدی‌ترین واژه‌ها در ادبیات مدیریت شهری، برنامه‌ریزی توسعه و سیاست‌گذاری عمومی تبدیل شده است. بسیاری از دولت‌ها و شهرداری‌ها، هوشمندسازی را راه‌حل بحران‌های شهری می‌دانند؛ از آلودگی هوا و ترافیک گرفته تا ناکارآمدی خدمات عمومی و ضعف حکمرانی. اما دکتر علی شهریار منطقی فسائی در این کتاب نشان می‌دهد که شهر هوشمند صرفاً مجموعه‌ای از حسگرها، پلتفرم‌های دیجیتال و سامانه‌های تحلیل داده نیست؛ بلکه یک «گفتمان قدرت» است که شیوه اداره شهر، تعریف شهروند و حتی معنای مشارکت اجتماعی را دگرگون می‌کند.

این اثر با رویکردی جامعه‌شناختی و تحلیلی، پروژه شهر هوشمند را در بستر ساختارهای سیاسی–اقتصادی معاصر بررسی می‌کند. نویسنده با استفاده از مفاهیم نظری در حوزه جامعه‌شناسی فناوری و مطالعات شهری، نشان می‌دهد چگونه «زبان داده» جایگزین زبان اجتماعی شده و چگونه شاخص‌های کمی و الگوریتم‌ها به ابزار تصمیم‌گیری در مدیریت شهری تبدیل شده‌اند. 📊

یکی از ویژگی‌های مهم این کتاب، پیوند میان نظریه و واقعیت زیست شهری است. خواننده با مطالعه این اثر درمی‌یابد که هوشمندسازی نه‌تنها خدمات شهری را تغییر می‌دهد، بلکه بر تجربه روزمره شهروندان، حریم خصوصی، الگوهای نظارت، نابرابری دیجیتال و حتی هویت اجتماعی تأثیر می‌گذارد. به همین دلیل، این کتاب برای دانشجویان و پژوهشگران جامعه‌شناسی، برنامه‌ریزی شهری، مدیریت شهری، مطالعات فناوری و سیاست‌گذاری عمومی منبعی ارزشمند محسوب می‌شود.

در مجموع، کتاب شهر هوشمند از منظر جامعه‌شناسی؛ فناوری، قدرت و زیست شهری نوین تلاشی است برای بازاندیشی انتقادی در برابر خوش‌بینی فناورانه رایج. این اثر مخاطب را دعوت می‌کند تا پشتِ وعده‌های کارآمدی، امنیت و پیشرفت دیجیتال، سازوکارهای قدرت و بازتولید نابرابری را نیز مشاهده کند. 🌍


🧠 ساختار و محتوای کتاب

فصل اول: شهر قبل از هوشمندی؛ لحظه‌ی گسست

فصل نخست کتاب با توصیف وضعیت شهرهای معاصر آغاز می‌شود؛ شهرهایی که درگیر بحران‌های چندلایه‌اند. از بحران‌های زیست‌محیطی مانند آلودگی هوا و تخریب منابع طبیعی گرفته تا ترافیک مزمن، رشد نامتوازن شهری و ناکارآمدی ساختارهای مدیریتی. نویسنده این وضعیت را «آستانه فروپاشی کارکردی» می‌نامد؛ جایی که شهر دیگر قادر به پاسخ‌گویی مؤثر به نیازهای شهروندان نیست.

در این بستر، مفهوم «شهروند خسته» مطرح می‌شود؛ فردی که تجربه روزمره‌اش سرشار از اتلاف زمان، بی‌نظمی، بی‌اعتمادی و ناکارآمدی است. این تجربه جمعی، زمینه اجتماعی پذیرش ایده شهر هوشمند را فراهم می‌کند. در ادامه، کتاب نشان می‌دهد چگونه گفتمان «وعده نجات‌بخش فناوری» شکل می‌گیرد و شهر هوشمند به‌عنوان راه‌حلی جامع و نهایی معرفی می‌شود. ✨

نویسنده در این فصل به شکل‌گیری تخیل اجتماعی پیرامون شهر هوشمند می‌پردازد؛ تخیلی که فناوری را بی‌طرف، کارآمد و راه‌گشا تصویر می‌کند، بی‌آنکه پیامدهای اجتماعی آن به‌طور جدی مورد پرسش قرار گیرد.


فصل دوم: هوشمندی به‌مثابه گفتمان قدرت

در فصل دوم، شهر هوشمند به‌عنوان پروژه‌ای سیاسی–اقتصادی تحلیل می‌شود. این فصل نشان می‌دهد که هوشمندسازی صرفاً یک تحول تکنیکی نیست، بلکه بخشی از منطق سرمایه‌داری دیجیتال و اقتصاد پلتفرمی است. شرکت‌های فناوری با ارائه راهکارهای داده‌محور، نقش پررنگی در بازتعریف مدیریت شهری پیدا می‌کنند.

مفهوم «زبان داده» در این فصل جایگاه محوری دارد. داده‌ها به زبان رسمی تصمیم‌گیری بدل می‌شوند و پیچیدگی‌های اجتماعی در قالب نمودارها، شاخص‌ها و الگوریتم‌ها بازنمایی می‌گردند. 📈 نویسنده استدلال می‌کند که این فرایند می‌تواند به نوعی تقلیل‌گرایی منجر شود؛ جایی که امر اجتماعی به اعداد و کدها فروکاسته می‌شود.

در ادامه، ایدئولوژی کارآمدی بررسی می‌شود؛ این باور که هرچه قابل‌اندازه‌گیری‌تر است، ارزشمندتر است. کتاب نشان می‌دهد چگونه این منطق می‌تواند مسائل عدالت اجتماعی، مشارکت واقعی و تفاوت‌های فرهنگی را به حاشیه براند. همچنین ادعای «بی‌طرفی فناوری» به چالش کشیده می‌شود و تأکید می‌شود که فناوری همواره در بستر روابط قدرت عمل می‌کند.


فصل سوم: داده‌مند شدن زیست شهری

یکی از عمیق‌ترین مباحث کتاب در این فصل مطرح می‌شود: تبدیل کنش‌های روزمره شهروندان به داده. هر حرکت، خرید، سفر، تعامل و حتی توقف در فضای شهری می‌تواند ثبت و تحلیل شود. شهر به «پایگاه داده زنده» تبدیل می‌شود؛ ساختاری پویا که به‌طور مداوم اطلاعات تولید می‌کند. 🏙️

در چنین شرایطی، الگوریتم‌ها به‌تدریج جای تصمیم‌گیران انسانی را می‌گیرند. تخصیص منابع، مدیریت ترافیک، اولویت‌بندی خدمات و حتی پیش‌بینی رفتار شهروندان، بر اساس تحلیل‌های الگوریتمی انجام می‌شود. نویسنده پیامدهای این جابه‌جایی را بررسی می‌کند و پرسش‌هایی درباره شفافیت، پاسخ‌گویی و مسئولیت‌پذیری مطرح می‌سازد.

اقتصاد داده نیز در این فصل مورد توجه قرار می‌گیرد. داده‌های شهری به منبع ارزش اقتصادی تبدیل می‌شوند و شرکت‌ها از طریق تحلیل و فروش این داده‌ها سودآوری می‌کنند. کتاب نشان می‌دهد که این روند می‌تواند به تغییر توازن قدرت میان شهروندان، دولت و بخش خصوصی منجر شود.


فصل چهارم: نظارت، امنیت و کنترل اجتماعی

فصل چهارم به بررسی گسترش نظارت دیجیتال در شهرهای هوشمند می‌پردازد. دوربین‌های هوشمند، سامانه‌های چهره‌نگاری، ردیابی موقعیت مکانی و تحلیل کلان‌داده‌ها، ابزارهایی هستند که در نام «امنیت شهری» به کار گرفته می‌شوند. 🔍

اما پرسش کلیدی این فصل این است: امنیت برای چه کسی و به چه قیمتی؟ نویسنده نشان می‌دهد که نظارت دیجیتال می‌تواند به ابزار انضباط اجتماعی تبدیل شود. همچنین توزیع نظارت یکسان نیست و گروه‌های خاصی ممکن است بیشتر در معرض کنترل قرار گیرند.

موضوع حریم خصوصی، آزادی فردی و حق ناشناس ماندن در فضای عمومی از دیگر محورهای مهم این فصل است. در نهایت، کتاب به اشکال مقاومت اجتماعی در برابر کنترل هوشمند می‌پردازد؛ از مطالبه شفافیت گرفته تا تلاش برای تنظیم‌گری دموکراتیک فناوری.


فصل پنجم: نابرابری دیجیتال و شکاف هوشمندی

این فصل بر مسئله نابرابری دیجیتال تمرکز دارد. آیا همه شهروندان به‌طور برابر از مزایای شهر هوشمند بهره‌مند می‌شوند؟ پاسخ کتاب منفی است. دسترسی نابرابر به اینترنت، مهارت‌های دیجیتال و زیرساخت‌های فناورانه می‌تواند برخی گروه‌ها را از چرخه خدمات هوشمند خارج کند. 💻

حذف دیجیتال گروه‌های حاشیه‌ای، بازتولید طبقات اجتماعی و تشدید شکاف فضایی از جمله پیامدهای احتمالی هوشمندسازی نابرابر است. نویسنده همچنین به نقد ادعاهای عدالت‌محور در سیاست‌های هوشمند می‌پردازد و نشان می‌دهد که بدون توجه به ساختارهای اجتماعی، فناوری می‌تواند نابرابری‌های پیشین را عمیق‌تر کند.


فصل ششم: بازتعریف شهروندی در شهر هوشمند

در فصل پایانی، مفهوم شهروندی بازاندیشی می‌شود. در شهر هوشمند، شهروند بیش از آنکه کنشگر فعال باشد، به «کاربر» سامانه‌های دیجیتال تبدیل می‌شود. مشارکت دیجیتال، از طریق اپلیکیشن‌ها و پلتفرم‌ها تعریف می‌شود؛ اما این پرسش مطرح است که آیا این مشارکت واقعی و اثرگذار است یا صرفاً نمایشی؟ 📱

نویسنده نشان می‌دهد که شهر هوشمند می‌تواند هم فرصت‌هایی برای شفافیت و تعامل بیشتر فراهم کند و هم خطر تقلیل نقش شهروند به مصرف‌کننده خدمات دیجیتال را در پی داشته باشد. کتاب در پایان بر ضرورت بازتعریف رابطه میان فناوری، دموکراسی و عدالت شهری تأکید می‌کند.


کتاب شهر هوشمند از منظر جامعه‌شناسی؛ فناوری، قدرت و زیست شهری نوین اثری فشرده اما عمیق در 126 صفحه است که تصویری جامع از ابعاد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی هوشمندسازی شهرها ارائه می‌دهد. این کتاب مخاطب را به نگاهی انتقادی، دقیق و چندبعدی به آینده شهرهای هوشمند دعوت می‌کند و نشان می‌دهد که آینده شهری، تنها با فناوری ساخته نمی‌شود؛ بلکه با تصمیم‌های اجتماعی و اخلاقی شکل می‌گیرد. 🌆

 

 

📘 پرسش و پاسخ درباره کتاب «شهر هوشمند از منظر جامعه‌شناسی؛ فناوری، قدرت و زیست شهری نوین»

نویسنده: دکتر علی شهریار منطقی فسائی
ناشر: هورین
سال انتشار: 1404
تعداد صفحات: 126 صفحه
شابک: 978-622-378-141-4

کتاب «شهر هوشمند از منظر جامعه‌شناسی؛ فناوری، قدرت و زیست شهری نوین» اثری تحلیلی و انتقادی است که مفهوم شهر هوشمند را فراتر از یک پروژه فنی بررسی می‌کند. این کتاب با تمرکز بر پیوند فناوری، قدرت و ساختارهای اجتماعی، نشان می‌دهد که هوشمندسازی شهرها نه‌تنها یک تحول زیرساختی، بلکه یک دگرگونی عمیق در مناسبات اجتماعی و حکمرانی شهری است.

در ادامه، پرسش و پاسخ‌های تفصیلی درباره محتوای کتاب ارائه می‌شود.


بخش اول: از بحران شهری تا گفتمان هوشمندسازی 🚦🌆

❓ این کتاب چه مسئله‌ای را دنبال می‌کند؟

مسئله اصلی کتاب بررسی انتقادی مفهوم «شهر هوشمند» است. نویسنده تلاش می‌کند نشان دهد که شهر هوشمند تنها مجموعه‌ای از فناوری‌های دیجیتال نیست، بلکه یک گفتمان مسلط است که شیوه اداره شهر، تعریف شهروندی و حتی تجربه زیست روزمره را بازتعریف می‌کند.


❓ فصل اول با چه موضوعی آغاز می‌شود؟

فصل نخست با عنوان «شهر قبل از هوشمندی؛ لحظه‌ی گسست» به بررسی وضعیت شهرهای معاصر پیش از ورود گفتمان هوشمندسازی می‌پردازد. در این فصل، بحران‌های ساختاری شهرهای امروز تحلیل می‌شود.


❓ مهم‌ترین بحران‌های شهرهای معاصر کدام‌اند؟

بر اساس تحلیل کتاب، شهرهای امروز با مجموعه‌ای از بحران‌های هم‌زمان مواجه‌اند:

  • بحران‌های زیست‌محیطی مانند آلودگی هوا و کاهش منابع طبیعی 🌫️
  • بحران ترافیک و حمل‌ونقل شهری 🚗
  • ناکارآمدی نظام حکمرانی شهری
  • افزایش نارضایتی و فرسودگی روانی شهروندان

این وضعیت بستری فراهم می‌کند تا فناوری به‌عنوان راه‌حل معرفی شود.


❓ مفهوم «شهروند خسته» چه معنایی دارد؟

نویسنده با استفاده از این مفهوم، تجربه روزمره شهروندان را توصیف می‌کند؛ افرادی که در مواجهه با خدمات ناکارآمد، بروکراسی پیچیده و زیرساخت‌های ناکافی، دچار نوعی فرسایش اجتماعی و ذهنی می‌شوند. این خستگی اجتماعی زمینه پذیرش سریع راهکارهای فناورانه را فراهم می‌کند.


❓ تخیل «شهر هوشمند» چگونه شکل می‌گیرد؟

در ادامه بحران‌ها، فناوری به‌عنوان ناجی معرفی می‌شود. وعده‌هایی مانند افزایش کارآمدی، کاهش فساد، بهبود مدیریت منابع و ارتقای کیفیت زندگی، تخیل مثبتی از شهر هوشمند می‌سازد. این تخیل به تدریج به سیاست رسمی تبدیل می‌شود.


❓ در فصل دوم چه رویکردی مطرح می‌شود؟

فصل دوم با عنوان «هوشمندی به‌مثابه گفتمان قدرت» نشان می‌دهد که هوشمندسازی صرفاً یک پروژه فنی نیست، بلکه پروژه‌ای سیاسی–اقتصادی است.


❓ چرا شهر هوشمند یک پروژه سیاسی–اقتصادی محسوب می‌شود؟

زیرا اجرای پروژه‌های هوشمندسازی مستلزم سرمایه‌گذاری‌های کلان، قراردادهای بزرگ با شرکت‌های فناوری و شکل‌گیری بازارهای داده‌محور است. این فرآیند، توزیع قدرت را در شهر تغییر می‌دهد و بازیگران جدیدی را وارد میدان می‌کند.


❓ نقش شرکت‌های فناوری در این فرآیند چیست؟

شرکت‌های فناوری با ارائه زیرساخت‌های دیجیتال، پلتفرم‌های داده و سامانه‌های تحلیل، نقش کلیدی در تعریف «مسئله شهری» و «راه‌حل شهری» پیدا می‌کنند. در نتیجه، تصمیم‌گیری از سطح مدیریت عمومی به سطح الگوریتم‌ها و سیستم‌های داده‌محور منتقل می‌شود.


❓ «زبان داده، زبان سلطه» به چه معناست؟

وقتی داده‌های کمی مبنای اصلی تصمیم‌گیری می‌شوند، ابعاد کیفی زندگی شهری مانند فرهنگ، هویت و روابط اجتماعی به حاشیه رانده می‌شوند. این امر می‌تواند نوعی سلطه تکنوکراتیک ایجاد کند که در آن فقط آنچه قابل اندازه‌گیری است اهمیت دارد.


❓ چرا بی‌طرفی فناوری مورد تردید قرار می‌گیرد؟

فناوری در خلأ تولید نمی‌شود. هر سامانه هوشمند بر اساس پیش‌فرض‌ها، منافع اقتصادی و چارچوب‌های سیاسی طراحی می‌شود. بنابراین، بی‌طرفی کامل فناوری یک فرض ساده‌انگارانه است.


❓ فصل سوم چه موضوعی را بررسی می‌کند؟

فصل سوم با عنوان «داده‌مند شدن زیست شهری» به بررسی تبدیل زندگی روزمره به داده‌های دیجیتال می‌پردازد.


❓ داده‌مند شدن زیست شهری یعنی چه؟

به فرآیندی گفته می‌شود که در آن فعالیت‌های عادی شهروندان – از تردد در خیابان‌ها تا استفاده از خدمات شهری – به داده‌های قابل تحلیل تبدیل می‌شوند. حسگرها، دوربین‌ها و سامانه‌های هوشمند این داده‌ها را جمع‌آوری می‌کنند 📊.


❓ شهر چگونه به «پایگاه داده زنده» تبدیل می‌شود؟

در شهر هوشمند، زیرساخت‌های دیجیتال به‌صورت پیوسته اطلاعات تولید می‌کنند. این اطلاعات به‌صورت لحظه‌ای تحلیل می‌شود و مبنای تصمیم‌گیری مدیریتی قرار می‌گیرد. در نتیجه، شهر به یک سامانه دائماً فعال پردازش داده تبدیل می‌شود.


❓ الگوریتم‌ها چه نقشی در تصمیم‌گیری شهری دارند؟

در بسیاری از سامانه‌های هوشمند، الگوریتم‌ها جایگزین تصمیم‌گیران انسانی می‌شوند. این موضوع می‌تواند سرعت و کارآمدی را افزایش دهد، اما چالش‌هایی نیز ایجاد می‌کند؛ از جمله کاهش شفافیت و دشواری در پاسخ‌گویی.


❓ اقتصاد داده چه جایگاهی در شهر هوشمند دارد؟

داده به یک منبع اقتصادی ارزشمند تبدیل می‌شود. تحلیل داده‌ها می‌تواند فرصت‌های سرمایه‌گذاری ایجاد کند، خدمات جدید طراحی کند و حتی الگوهای مصرف شهروندان را پیش‌بینی کند. به این ترتیب، داده به سرمایه جدید شهری بدل می‌شود 💻💰.


❓ پیامدهای اجتماعی داده‌محوری چیست؟

  • کاهش حریم خصوصی
  • افزایش وابستگی به پلتفرم‌های دیجیتال
  • شکل‌گیری اشکال جدید نابرابری
  • تغییر رابطه میان شهروند و دولت


بخش دوم: نظارت، نابرابری و بازتعریف شهروندی 🏙️🔍

❓ فصل چهارم چه مسئله‌ای را بررسی می‌کند؟

فصل چهارم با عنوان «نظارت، امنیت و کنترل اجتماعی» به ابعاد نظارتی شهر هوشمند می‌پردازد.


❓ آیا شهر هوشمند نظارت را افزایش می‌دهد؟

بله، گسترش دوربین‌های هوشمند، سامانه‌های چهره‌نگاری و ردیابی دیجیتال موجب افزایش ظرفیت نظارتی در شهر می‌شود. این نظارت می‌تواند به بهبود امنیت کمک کند، اما هم‌زمان پرسش‌های جدی درباره حریم خصوصی مطرح می‌کند.


❓ تفاوت امنیت و انضباط شهروندان چیست؟

نویسنده نشان می‌دهد که مرز میان «تأمین امنیت» و «انضباط‌بخشی به رفتار شهروندان» باریک است. گاهی سامانه‌های نظارتی نه‌تنها برای پیشگیری از جرم، بلکه برای کنترل رفتارهای عادی شهروندان نیز به کار می‌روند.


❓ نابرابری در توزیع نظارت به چه معناست؟

همه مناطق شهری به یک میزان تحت نظارت نیستند. اغلب مناطق حاشیه‌ای یا کم‌برخوردار بیشتر در معرض پایش و کنترل قرار می‌گیرند. این امر می‌تواند نابرابری اجتماعی را بازتولید کند.


❓ آیا مقاومت اجتماعی در برابر کنترل هوشمند وجود دارد؟

بله، برخی گروه‌های مدنی و فعالان اجتماعی نسبت به گسترش نظارت دیجیتال اعتراض می‌کنند و خواستار شفافیت بیشتر و حفاظت از حقوق شهروندی هستند.


❓ فصل پنجم بر چه موضوعی تمرکز دارد؟

فصل پنجم با عنوان «نابرابری دیجیتال و شکاف هوشمندی» به بررسی این پرسش می‌پردازد که چه کسانی از شهر هوشمند بهره‌مند می‌شوند.


❓ آیا همه شهروندان به یک اندازه از شهر هوشمند بهره می‌برند؟

خیر. دسترسی به زیرساخت‌های دیجیتال، مهارت‌های فناوری و ابزارهای هوشمند میان گروه‌های مختلف اجتماعی برابر نیست. این مسئله می‌تواند شکاف جدیدی ایجاد کند.


❓ حذف دیجیتال گروه‌های حاشیه‌ای چگونه رخ می‌دهد؟

افرادی که به اینترنت پرسرعت، ابزارهای هوشمند یا سواد دیجیتال دسترسی ندارند، ممکن است از خدمات شهری جدید محروم شوند. این وضعیت نوعی «حذف دیجیتال» ایجاد می‌کند.


❓ فناوری چگونه شکاف فضایی را تشدید می‌کند؟

سرمایه‌گذاری‌های هوشمندسازی اغلب در مناطق مرکزی و برخوردار متمرکز می‌شود. این تمرکز می‌تواند فاصله میان مناطق مختلف شهر را افزایش دهد.


❓ فصل ششم چه موضوعی را مطرح می‌کند؟

فصل ششم با عنوان «بازتعریف شهروندی در شهر هوشمند» به تغییر مفهوم شهروندی می‌پردازد.


❓ چگونه شهروند فعال به کاربر منفعل تبدیل می‌شود؟

در برخی مدل‌های شهر هوشمند، مشارکت شهروندان به استفاده از اپلیکیشن‌ها و ثبت داده محدود می‌شود. در این حالت، شهروند بیشتر «کاربر» است تا کنشگر اجتماعی.


❓ مشارکت دیجیتال واقعی است یا نمایشی؟

نویسنده این پرسش را مطرح می‌کند که آیا ابزارهای مشارکت دیجیتال واقعاً امکان اثرگذاری فراهم می‌کنند یا صرفاً ظاهری از مشارکت ایجاد می‌کنند. این موضوع به طراحی سازوکارهای تصمیم‌گیری بستگی دارد.


جمع‌بندی 📚

کتاب «شهر هوشمند از منظر جامعه‌شناسی؛ فناوری، قدرت و زیست شهری نوین» با رویکردی انتقادی و تحلیلی، تصویری چندبعدی از شهر هوشمند ارائه می‌دهد. این اثر نشان می‌دهد که هوشمندسازی شهرها نه‌تنها یک تحول فناورانه، بلکه بازآرایی عمیق روابط قدرت، نابرابری و مفهوم شهروندی است.

مطالعه این کتاب برای درک ابعاد پنهان و آشکار شهر هوشمند، ضرورتی جدی برای پژوهشگران و مدیران شهری به شمار می‌آید. 🌍

انتشارات

تعداد صفحات

سال انتشار

شابک

978-622-378-141-4